تبليغاتX
وبلاگ خبری مسجد دکتر مرشدی

وبلاگ خبری مسجد دکتر مرشدی

نظرات كاربران :

چیزیکه باحث خوشحالیست قضاوت منصفانه اندیشمندان عرصه دانایی است که میتوانند باشیوه درست وغیر جانب دارانه بتحلیل اندیشه های مطروحه بپردازند وداوری را بعموم خوانندگان ونوع برداشت وتلقی شان بگذارند .
عبدالقادر مصباح مزارشریف

1- تا آنجا که یادم می آید میان آقای فردید و آقای خلخالی تنها دو سه ملاقات صورت گرفته بود که تازه بیشتر آنها هم طبق روال روحانیت  احتمالا به خوش و بش گذشته است. بعید است که در این ملاقات ها بحث فلسفی جدی یا حتی تبادل افکاری صورت گرفته باشد که بتوان آن دو را دارای سنخیت فکری دانست. تا آنجا که من می دانم آقای خلخالی بیشتر به مکتب کلامی ملا صدرا گرایش داشت و اصلا بعید است که بتوان فلسفه غرب را که همه چیز را به پرسش می کشد با علم کلامی که در حوزه ها رایج است یکسان دانست. زیرا پرسش ها و روش ها و نگرش های میان این دو کاملا متفاوت است. می گویند فردید دراین  باره گفته است: "صدر فلسفه ما ذیل فلسفه غرب است"  که اگر این گفته درست باشد همانقدر نشان از غربگرایی فردید دارد که او به دیگران منتسب می کرد. باز تا آنجا که من آگاهی دارم ، آقای صادقی که دانشجوی فردید بود  او را به عنوان آموزگاری به خانه  ما دعوت می کرد  که هر دانشجویی برای قدر شناسی از استاد و علاقه به او ممکن است چنین کند. لذا خیلی بعید است که میان ایندو چه به لحاظ فکری و چه به لحاظ منش رفتاری و ... بتوان تشابهی قایل شد. همچنین به خاطر دارم که میان پدرم و برادرم مهدی همواره بحث های زیادی در مورد مسایل فکری و سیاسی جریان داشت که آن دو درباره ی  بسیاری از آنها با یکدیگر توافقی نداشتند.  

2- برای من هنوز روشن نیست که چرا ما باید کوله بار گذشتگان، مردگان، و سنت ها را به دوش بکشیم و اصلا چه کسی این وظیفه را بر روی دوش ما گذاشته است؟ چرا آقای صادقی خود را مدافع تام الاختیار فردید یا  خلخالی می داند؟ و چه کسی گفته که بهترین راه دفاع از گذشتگان ادامه راه آنهاست ؟ بر اساس کدام دلیل قطعی میتوان گفت که تفکر غربی(؟) به تمامی منحرف است و هر چه در شرق (؟) گفته میشود درست؟ چگونه می توان ادعا کرد که تمام حقیقت یا ضد حقیقت یکسره نزد هایدگر یا پوپر یا فردید یا سروش یا مهدی صادقی یا خلخالی یا  من نویسنده است که تازه بخواهد به صورتی نامتساهل بیان شود؟  چرا ما از نقد گذشته و گذشتگان البته اگر به گونه ای مستدل صورت گیرد هراس داریم ؟ وچرا به جای دفاع از اشخاص و عملکرد آنها که به گمان من نیازی به دفاع ما ندارد، در صدد نقد تفکر گذشته بر نمی آییم؟

3-واقعیت آن است که به نظر من جدال سروش با احمد فردید در بهترین حالت  جدلی سیاسی است و نه شخصی یا حتی فلسفی. در واقع هر یک از این دوشیوه تفکر به درست یا نادرست  نماینده جریانی سیاسی به حساب آمده اند که در جوابیه نا مناسب آقای صادقی به فلسفه پردازی های های سروش گم شده است.  در سالهای اخیر یکی از این دو یعنی سروش را نماینده جریان مدرن اصلاح طلب و دیگری یعنی فردید را نماینده ی جریان اقتدار گرایی می دانند که اکنون با برخی از جریانات اقتدار گرای حکومتی مرتبط است.در واقع برای من این جدل اینگونه معنا می شود که آیا یک حکومت با هر نوع پیش زمینه فلسفی و ایدئولوژیک می تواند به سرکوب آزادی،افکار و آرا متوسل شود یا خیر. اگر بنا به انتخاب میان تفکر فردیدی و سروشی در عالم سیاست باشد که البته هر یک از این انتخاب ها هزینه های سیاسی خاص خود را هم خواهد داشت به نظر می آید برای کسانی که دغدغه دموکراسی دارند ، تفکر سروش انتخاب بهتری خواهد بود.در عین حال خطا خواهد بود اگر گمان کنیم که از دل تفکر سروش هم دموکراسی بیرون خواهد آمد، زیرا تفکر سروش هم دارای خط قرمز های فکری ای است که در عرصه عمومی به حذف برخی دیگر تمایل دارد. می شود گفت که شعاع دایره تفکر سروش برای پذیرش دیگران از هایدگر و فردید بزرگتر است اما این لزوما به معنای نفی اقتدار گرایی نیست.

لذا نخست باید این فلاسفه را به آرامش دعوت کرد و با ملاطفت از آنها خواست که روشن کنند بحث بر سر چیست. اگر بحث بر سر حکومت است به عنوان کسی که چندان به اهمیت وجود فلسفه در عالم سیاست معتقد نیستم ( با یاد آوری این تعبیر رورتی که دموکراسی بر فلسفه اولویت دارد ) باید مودبانه بگویم که سخن فلاسفه متین، اما به نظر درست نمی آید که این دعواهای بعضا شخصی و خصلتی را که معلوم نیست برای حل کدام مساله سیاسی و اجتماعی و حتی فکری طرح می شود به این صورت ناخوش در معرض افکار قرار دهند.

4-آنچه در مورد فردید همواره محل بحث بوده آن است که او به اقتدار گرایی سیاسی متمایل بوده ( مساله ای که در کارنامه بسیاری از فلاسفه در ایران و غرب وجود دارد). اما آیا باید او را مسئول روی کار آمدن و سازمان یافتن اقتدار گرایی هم دانست؟ این گفته با آن می ماند که بگوییم هایدگر مسئول روی کار آمدن فاشیسم در آلمان بوده است.  
فاطمه صادقی

جناب آقاي عبدالعلي پارسا
از آنجا كه اين سايت در حال جمع آوري هر نوع اطلاعاتي در مورد احوال و آثار مرحوم فرديد است ، باعث تشكر خواهد بود هرگاه اطلاعات بيشتري در مورد آنچه كه ذكر نموده ايد(سال ، نام آن استاد و...) و يا هرنوع اطلاعات ديگري كه در مورد مرحوم فرديد داريد به اين سايت ايميل نمائيد
با تشكر سايت احمد فرديد
سايت احمد فرديد

فردید نزد یکی از استادان من می آمد و واقعا فلسفه، ریشه یابی واژها( به قول خودش علم الاسماء تاریخی)و چیز های دیگری می بافت. چند بار ریشهء چند واژهء قرآنی را به یونانی داد، از جمله ظلوم و جهول را. ما به هر فرهنگ یونانی مراجعه کردیم نتوانیستیم واژه های او را بیابیم.بعد ها فهمیدیم که دکترا هم نداشته و دکترایش مانند دکترای دکتر صدیق اعلم بوده است.( در رژیم قبلی و فعلی دکتر های دروغین کم نبودند که استاد هم شدند. نفر معروفتر از فردید ا.ا. است.) او نه تنها عالم نبود، گمراه کنندهء جوانان کم سواد بود.
عبالعلی پارسا

اي كاش ما آدمها بجاي اين بحثهايي كه هيچ فايده اي ندارد و مثل پرداختن به امور پيش پا افتاده ايست كه يك مسافر كه فرادا صبح بايد برود ولي امشبي را كه در آن است نشسته و بجاي مطالعه ي نقشه ي مسير و تدارك زاد راه ، خيره به در و ديوار كاروانسرا شده و با قوهي تخيل و توهم خود در باب آن داد سخن سر داده است ....
بله ايكاش ما آدمها موقعيت خود را در مي يافتيم و به جاي اين بحثها  به امور مهمتر مي انديشيديم .
دوستان به عنوان يك بنده ي خدا  و به عنوان شيعه اي كه افتخار دارد كه ولايت رسول خاتم و ائمه ي اطهار ( كه سلام و درود خدا بر آنها باد ) را سايه ي سر خود مي داند از همه ي شما دعوت مي كنم كه براي رسيدن به حقيقت به جاي اين همه فلسفيدن ، به مكتب اهل بيت مراجعه كنيد و حقيقت ناب را آنجا بيابيد و سعادت راستين بشري را درك كنيد و بدان متصل شويد ...
از شما دعوت مي كنم مطالب وبلاگ ذيل را حتما مطالعه كنيد :     saeednn.persianblog.com
و با دثيدگاه ي جديد در باب تشيع و اسلام آشنا شويد . نگاه و تفسيري كاملا متفاوت با تفاسير عاميانه براي كساني كه مي خواهند دينشان عميق و علمي باشد .
عبادي

به نظر میرسد آقای فردید تنها نظرش در مورد فلسفه یادگیری زبان آلمانی بوده.
هادی

سلام ،شاید استدلالات تصحیح هم باشد ولی چیزی که موردنظر آقای دکتر شروش بوده عدم خشونت است ودراین نوشته کمتر توجه شده واز رحمانیت اسلام استفاده لازم نبرده است.

از كسي كه رابطه بين عدالت وآزادي را به رابطه بين گاو و گوسفند تشبيه ميكند بيشتر از اين نمي توان انتظار داشت .
علی

فلسفه ی ایران به شیوه ی نوین باطرح اندیشه های شریعتی و مطهری ( البته خیلی سطحی ) شروع و رو دست افرادی مثل سروش به اوج بالندگی میرسد . سروش در واقع یکی از افرادی است که همواره دغدغه ی تفکر مدرن را داشته و انصافا در این راه هم با حضور متنی توانسته بیشترین تا ثیر را در حوزه ی روشنفکری بر جا بگذارد . اشخاصی که جرات نوشتن را ندارند مطمئنا بعد از چندی افکارشان به بادی فراموشی سبرده میشود . در حالی که ما با حضوری متنی حالا افلاطون و ارسطو ............. را میشناسیم . فلسفه ی شفاهی عمری به اندازه ی گوینده اش دارد درحالی که فلسفه ی نوشتاری به درازای حال و اینده . کار فردید با سروش از چندین لحاظ متفاوت است . سروش در مورد فلسفه و فلاسفه نقدو بررسی میکند در حالیکه فردید به ارزش گذاری روی می اورد . مارتین هایدگر نمونه ی بارز این مدعاست . در حالیکه سروش به نقد و بررسی فلسفه میبردازد . از افلاطون تا کانت و مارکس و فوکو و................ بس بگذارید سروش بنویسد و جامعه ی روشنفکری ایران بهره مند گردند .
رويا زمانیان

باسلام

این هم از آن ناشنیده های روزگار است که انسان تا آلمانی نداند، اجازه اندیشیدن (بگو انسان بودن) نداشته باشد. بنده به عنوان شخصی که در آلمان تحصیل فلسفه کرده و در حد خود با متون فلسفی آلمانی به زبان اصلی آشناست، تا کنون در نوشته های هیچ اندیشمند آلمانی به این نظریه برخورد نکرده ام که اجازه تفکّر در گرو آلمانی دانستن است. جای تعجب است که آقای صادقی با این احساس حقارت عمیقش در مقابل غرب و اصراری که در شریک کردن دیگران در این احساس دارد، به پیروی استادش به دیگران انگ غربزده گی هم میزند.

به نظر من اين نوشته آقاي صادقي حرفهاي سروش را كاملا تاييد كرده است
با تشكر
مجيد

جای تعجب است که آقای صادقی از کسی دفاع می کند که هیچ کس را قبول ندارد جز هایدیگر، اگر این غربزدگی نیست پس غربزدگی چه سیاقی است.
با فرض اینکه فردید غربزده نبوده که از نظر من این حرف ها قال است مهم آدم بودن است کسی که هیچ کس را قبول ندارد فکر می کنم باید در آدم بودنش شک کرد. با عرض معذرت از آقای فردید که چنین شاگردانی تربیت کرده اند که حق شاگردی را چنین اداء می کنند.و به گونه ای از استاد فردید صحبت می کند که نه تنها صحه بر حرف استاد سروش می گذارد بلکه از آن هم فراتر رفتند.
بهمن

آيا كسي كه آلماني دانستن را واجب در فهم فلسفه مي داند و   عدم تسلط بر زبان آلماني را كافي بر نفي هر ديدگاه  فلسفي مي داند و دوباره انگ غربزدگي در فلسفه را  بر همين جماعت روا ميدارد آيا خود را دچار تناقض گفتاري و نوشتاري نمي بيند؟  به نظر من آنچه كه در اين آشفته بازار فلسفه مي بايست مد نظر قرار گيرد و به قول نگارنده مقاله  جوانان جوياي حقيقت با گفتار و نوشتار اين و آن به انحراف كشيده نشود احياي جلسات مناظره فلسفي در ابعاد مختلف آن و شركت همه صاحبنظران در آن است تا اين چنين سره از ناسره تمييز گردد و نه انجام كذايي برخي جلسات از رسانه ملي با بيينده 70 ميليوني و با حضور افراد يكرنگ و با تفكري حاصل از يك آبشخور كه همگي مويد حكومت و حكومت  بالعكس و در پايان شايان ذكر است كسي از اول منكر آنان يا موافق سايريني كه دسترسي به اين رسانه ندارندنيست بلكه همه موافق بهره مندي عادلانه! انديشمندان و جويندگان حقيقت از امكانات و آزادي! بيان هستند
عليرضا اميري

علمی که در خدمت جنون و دونیت قرار گیرد بازتابش این چنین است آقای سروش عالم است و یک شیعه حال آنکه بیاید و با علمش تشیع را بکوبید علم او چه حاصلی دارد مانند ماءمون می شود که با آن همه علم خورشیدی همچون علی ابن موسی الرضا را به شهادت رساند
مصطفی


بنده متن آقاي صادقي رابا دقت خواندم . آنچه دريافتم اين بود که ايشان همان قدرباسواد ودرايت بنظر مي آيند که مرحوم پدرشان ! جاي تعجب اين است که کسي سالها در سفارت آلمان کار کند و در غرب حشر و نشر کند و هنوز انقدر بي اطلاع باشد .

درموردانديشه و تاثيرگذاري سروش به اين سادگي نميشود حرف زد. سروش يكي از افرادي هستند كه جريان روشنفكري ايران بدون هيچ مبالغه اي مديون ايشان است . ايا شما "علم چيست فلسفه چيست " را خوانده ايد ؟ ايا كسي مثل سروش توانسته در شناساندن و معرفي تفكر مدرن به جامعه ي ايراني قدم بردارد ؟ و............ كافكاميگويد  : گفتار مال مردگان است و نوشتار مال زندگان .با اين اوصاف سروش هميشه زنده و فرديد در صف مردگان است . عدم حضور متني فرديد گواه همين امر است .
علي

خوشبختانه نحوه نوشته اقاي صادقي خودبه طرزي گوياتفكرات جناب فرديد رابراي اشخاصي كه حتي كوچكترين شناختي ازايشان نداشتندبيان نمود(مثل خودمن)ومن باخواندن مطلب ايشان اگرذره اي به گفته هاي دكترسروش بانظرترديدمي نگريستم اين ترديد رفع شدوبه صداقت ايشان ايمان اوردم.
بهاره

جناب خلخالی(صادقی)من هر چی فکر میکنم نمیتوونم توجیهی برای لحن  شما(به خصوص در جایی که از خود دفاع میکنید)پیدا کنم.فکر میکنم مطالعه ی همراه با خرد ورزی و معرفت برای شما بسیار مفید باشد.
ميلاد

من راجع به فردید هیچ چیزی نمیدانم جز مقاله آقای آشوری و مصاحبه دکتر سروش اما اگر فردید موجودی چنین هست که شما از او دفاع کرده اید پس تاسف قلبی من را بابت هدر دادن عمرتان بپذیزید من تعجب میکنم کسی که خود نظریات کسی را قبول ندارد و دست رد به سینه همه میکوبد و حرف های قلمبه زیاد میزند نوشتن بلد نبوده؟؟ به شما قول میدهم هر کسی که فکر کردن را بلد باشد نوشتن را هم یاد خواهد گرفت !!..با چیزهایی که خواندم فکر میکنم فردید فکر کردن بلد نبوده که چیزی ننوشته...سخنرانی هم که باد هواست.. چیزی که باعث تاسف است این است که بعضی اوقات برای مطرح کردن نام خود بغضی ها با گستاخی تمام پا روی شانه ی این و آن میگذارند و با ناسزا گفتن درباره ی این و آن می خواهند بگویند "ما هم هستیم" ... فکر کنم فردید چنین آدمی بوده
بهروز عباسی
behrouz_abbasy@yahoo.com

هو
121
حضرت حاج ملا سلطان حسين تابنده رضا عليشاه در پاسخ فرزند محبوبشان حاج علي تابنده در معناي فقر چنين فرمودند : فقر آدميت است , آرمان فقر جهان آدميت است و بنياد آن بنياد آدميت
           www.afagh121.parsianblog.com                                   در پناه حق  


با سلام به نظر من دکتر سروش هر چه گویند راست است و بقیه همه اش دروغ محض به خصوص طرفداران این دولت

1 - اگردر میان آنانکه به فلسفه دانی مشهور شده اند، کسانی باشند که مالیخولیائی هستند، اینک چگونه ازین معنا به دیگران خبر بدهیم. این تعارفات و آداب باعث شده که بیمایگانی نام علامه و عارف و مرجع و پیشوا و رهبر و مولا و ازین قبیل را یدک بکشند و اطرافیان سود جو تبلیغ کنند و عوام را بفریبندو کس دم بر نیاورد. آیا نباید آنان را روانشناسی کرد و نام بیماری آنان را گفت؟ البته نه بدون مستندات.
2 - اگر پیروان آقای فردید با این حکومت معاونت و معاضدت دارند، و اگر این حکومت خانه او را مهد حکمت قرار داده، پس تو خود مفصل بخوان ازین مجمل. و وای اگر از پس امروز بود فردائی.
3 - اما در مورد مولوی عارف و متفکر باید گفت که عرفان بهیچوجه شاعری و هنر نیست. گواینکه شعر و هنر ابزار رسانه ای در دست بیشتر آنها بوده. دیگر اینکه برای معنی واژه اندیشه نزد مولوی به یک دو سخن از مولوی نمیشود اکتفا کرد. میگویند مولوی تحولیافته این سخن پیر بسطام است که میگفت سبحانی ما اعظم شانی. این سخن به کمال استقلال و اصالت انسان را میرساند. همان که صغیر نیست و اندیشه را ازدرون خویشتن  و نه از هیچ جای دیگر باید بجوشاند. در فراز اول مثنوی انسان را دارای اصل میشناشد که باید به اصلش رجوع کند. و نامی از هیچ مرجع و یا سرچشمه دیگری نمیبرد. حالاگر این اصل همان اندیشه باشد، پس همان سخن کانت میشود یعنی اندیشه اصیل و وام نگرفته. ستایش او هم از اولیا و انبیا نه به معنای رایج دینی است که به معنای نو آوری و از خود زائی آنان است. باری بنظر من کاردرستی کردند که با متولیان دین آنچنان در نیافتادند که طفل اندیشه را سقط کند و این حد ازدلیری معقول و کافیست.
عبدالبسطامی  

با عرض ادب و سلام،

بحث حامی و پيروان انديشه هاديگر در ايران و تاثيرات آنان در حکومت مذهبی يا وامداران انديشه پوپر ، و جدال اين دو وقتی بهتر درک خواهد شد که به مسئله اصلی پرداخت؛ مسئله بنيادين اين است که در فرهنگ مدرن ما !_ که ريشه هايش به قبل از انقلاب مشروطه و روند انديشه سياسی در بحبوحه تکوين نخستين تحول سياسی و اجتماعی باز می گردد_ نحله فلسفی تا به امروز نتوانسته است بوجود آيد. لذا فقرفلسفی را براحتی می توان در تمامی نحله های سياسی و اجتماعی ديد. شايد تاخير در زايش اين نحله در فرهنگ مدرن ما بخشا ريشه در ميراث فرهنگی و فلسفی ايران زمين دارد. ودلائل گوناگون از جمله غلبه انديشه و نگاه عرفانی و فربه بودن نظام های کلامی و فقهی در غيبت انديشه و نظام های فلسفی موثر بوده است. انديشيدن و يا فلسفه در ايران در بحران بنيادين غوطه ور است زيرا زبان فارسی توانائی و کشش و قابليت بيان گذاره های عرفانی را داراست زيرا به غير از شاهنامه مراجع اصلی زبان فارسی را ادبيات عرفانی ما تشکيل میدهد. لذا آنانيکه دغدغه انديشيدن و درست و روشن سخن گفتن را دارند در گامهای نخست بايد بتوانند در مجرای گام بردارند تا زبان فارسی را در مفهوم پردازی انديشه فلسفی غنی کنند.شايد در دوره ما نخستين سنگ بنای نحله انديشه فلسفی در ايران و مرجع آن به دست توانای افراد فکور نهاده شود. به اميد آن روز
                   

رضا شيرازی _ هلند  



چند مثال
1-اگر به استناد جنابعالی جزء عدالت بودن آزادی در کلام سقراط تا سارتر نیامده وساخته ذهن سروش است زده چه چیز غرب است
2-گفته اید  کسی که زبان آلمانی نداند فلسفه نمیداند!!
3-وقتی متوجه مطالب کسی نمیشویم آیا او تفکر فلسفی دارد؟!
4-کسی که کلامش را درک نمیکرده اند درشتخو بوده قلم خوبی هم نداشته یادگیری فلسفه را هم منحصر در یادگیری زبان آلمانی میدانسته همه را هم غیر از خودش اعم از روشنفکر و مفسر قرآن و.... را غربزده میدانسته ملا صدرا و ... را هم گمراه میپنداشته مکتوبی هم ندارد تفکر فلسفی دارد اما....اما... کسی که کلامش را درک میکنند خوشروست به چند زبان علمی هم مسلط است قلمش را که مپرس به چند شاخه علمی هم تواناست رد غربزدگی هم در چند کیلومتری آثارش پیدا نیست دچار فقر فلسفی است ومنظور اول شاگردانی با این قدرت استدلال پرورانده ودیگری ابواب جدیدی را در زمینه های مختلف میگشاید

کاش همچین دفاعی نمیکردید
رضا سلطانی

احمد فردید خود را نیز غربزده آنهم غربزده بسیط سلبی میدانست و این موضوع را صراحتا بارها گفته و در یادداشت "همسخنی با هیدگر" نوشته بود . غربزدگی بسیط درمقابل غربزدگی مرکب (به قیاس جهل بسیط و مرکب) و غربزدگی سلبی در مقابل غربزدگی ایجابی . پس غربزده بسیط سلبی  به معنی غربزده ای است که میداند غربزده است ولی نمیخواهد غربزده باشد . فردید تمنای گذشت از غربزدگی ا داشت ، آیا وی موفق شد یا نه ؟ باید قبول کرد فردید خودآگاهانه و با نظر حکمی و فلسفی از غربزدگی گذشته و از این لحاظ یگانه و بینظیر بود ، هر چند که خود صراحتا مدعی این مطلب نبوده و همواره خود را در تلاش و طلب و در مسیر و طریق آن میدانست . فردید غربزدگی را تقدیر و حوالت تاریخی نوع بشر از 2500 سال قبل میدانست که با یونان شروع میشود  اما بنظرفردید بشر در دوره های تاریخی دیگر تقدیرهای دیگری هم داشته است و در آینده که فردید آنرا "پس فردا" می نامید هم تقدیر دیگری خواهدداشت  . به این ترتیب فردید " مقدم از ما خود غربی ها را غربزده" میدانست .

اين مقاله بهترين تاييد براي صحبتهاي آقاي سروش ميباشد. غرب‌ستيزي ماليخوليايي و خود‌بزرگ‌بيني‌فلسفي كاملا در اين نوشته مشهود است.  حالا بهتر ميتوان به دلايل اعدامهاي آقاي خلخالي و نگاه اعضاي انقلاب فرهنگي(شاگردان فرديد)به دگر‌انديشان پي بردو چه قرابت عجيبي بين اين نوشته و مقاله هاي كيهان وجود دارد(توجه گنيد به واژه‌هايي چون ماسونيت‌‏,سرسپردگي امپرياليسم, ‏‏‏‏‏‏‏‏‏غربزدگي‏‏‏‏ و... كه از انگهاي تكراري كيهاني‌ها به دگر‌انديشان است).

با سلام و تبریک عید نوروز

ما چه خود را در سخن آغشته ایم
کز حکایت ما حکایت گشته ایم



متن آقای صادقی به اندازه کافی گویا و تایید کننده گفته های سروش می باشد. از دیدگاه فردید( طبق نوشته صادقی) عموم متفکران ایران غرب زده بوده اند و فقط خود او که از هایدگر غیر غربی تغذیه میکرد!!!! اندیشمند بود.

من فکر میکنم اگر آقای دکتر رنجبر اطلاع داشتند که فردید در زمان اقامت در فرانسه همسر فرانسوی داشته (البته نمیدانم دانشگاهی بوده یا نه)کمی بیشتر احتمال میدادند که فردید هم میتوانسته تا حدی مفاهیم فلسفه آلمانی را درک کرده باشد.
فردید جمله ای دارد که مناسب بنظر میرسد درمقابل پرسش مطرح شده توسط آقای افشاری (آیا پرسش روشنگری پرسش اکنون و پرسش از سنت و اکنونیت ما نیست ؟)قرار داده شود . آن جمله فردید این است :
"صدر تاریخ ما ذیل تاریخ غرب است "
بهمین دلیل است که پرسش دویست سیصد سال قبل کانت پرسش امروز ماست . اما آیا زمان ما با زمان کانت یکی است ؟ بهتر است پاسخ این سوال را غیر مستقیم از جملاتی از خود فردید دریابیم:
دموکراسی - سلطنه الدهماء - تمام است ، دیگر ممتنع است که بشر دموکراسی داشته باشد ، دموکراسی که فساد پیدا کرد و مسخ شد این میشود فتنه الدهماء . ما در پایان تاریخ فتنه الدهمائیم . دیگر چگونه میتوان به دموکراسی برگشت ؟ "
حالا سوال از آقای افشاری و آقای دکتر رنجبر این است :
در زمان مسخ تفکر غرب چگونه میشود به پرسش روشنگری باز گشت ؟
شاید به همین جهت است که این پرسش که دیگر پرسش اصیل نیست به اصطلاح نمیگیرد .

محمدرضا ضاد

با عرض سلام و ادب ،  من نوشته آقای صادقی را خواندم، و فکر میکنم، ما دو نفر چیزی برای گفتن  برای همدیگر نداریم.   برای اثبات عرایضم ، عین نوشته ایشان را که در ذیل آمده برای شما میفرستم ، چون ایشان مثل اینکه نمیخواهد حتی در زبان فارسی هم به خود زحمت اندیشیدن را بدهند ، : با نهایت احترام کاظم رنجبر



 


جناب آقای دکتر رنجبر
باسلام خدمت جنابعالی و همسر فرزانه شما
بنده متوجه نشدم چه نسبتی بین مساله ای که بنده طرح کردم و مسئله آزادی و دیدگاه کانت داشت؟ شاید
منظور شما این باشد که باید در شرایط آزادی زمینه بحث و روشنگری و بعبارت تضارب و تعامل آرا را فراهم کنیم که دراین شکی نیست.
اما منظور شما از عدم عوض کردن مقاله آقای افشار با تمام نوشته های احمد فردیدو شریعتی و سروش و غیره چیست ؟
در ثانی جنابعالی از کجا متوجه شدید که اگر کسی مثلا 36 سال در فرانسه یا در کشور دیگر اروپایی بماند حتما فلسفه دان میشود و دیگران نمیشوند؟ از طرف دیگر بحث جنابعالی با هسته مرکزی بحث بنده چه ارتباطی داشت؟خلاصه صحبت بنده این است که ما برای طرح مسائل اساسی فلسفه باید فلسفه یا بعبارت دیگر مطالعه بنیادین در مسائلی از فلسفه داشته باشیم که میخواهیم طرح کنیم . بنظر بنده استاد فردید آخرین متفکر شرقی است همچنانکه مارتین هایدگر آخرین متفکر آلمانی است که به طرح اساسی مسائل اساسی فلسفه پرداخته وزمینه بحث برای آیندگان را روشن ساختند. هسته اصلی فلسفه هایدگر که خود میگوید عبارت از ایجاد نسبت جدیدی بین انسان و وجود است. و فردید ازاین روند به خود آگاهی و آگاهی به وجود تعبیر می کرد. برای طرح این مسائل بقول شما باید سالها ممارست و بحث و جدل داشت.
مسئله مهم دیگر بنای تفکر در دورانی است که بشر دیگر عادت به تفکر ندارد. بقول هایدگر مشکل اساسی بشر در این دوران اینست که بشر دیگر فکر نمیکند چیزی که در فرهنگ ما حتی عبادت تلقی شده است. اما راستی فرصت تفکر برای ما باقی است؟ اینشتین تفکر را مشکل ترین چیز میداندو او دراین باره کاملا محق است. زیرا تفکر نیازمند بازگشت به جایگاه تفکر و به عبارتی ساحتی از وجود بمثابه زمینه تفکر است که بشر امروز فاقد آن است. این تفکر تفکر وجودی است.
خوب است شما ارتباط بحث خود با بحث ما که عبارت از خویشنداری در گفتگو از اندیشه دیگران و لزوم رعایت احترام وادب در بحثهای سیاسی اجتماعی است بیان دارید. مهدی صادقی

در ابتداآقاي خلخالي چرا خود را صادقي معرفي ميکنيد حتي اگر خلخالي نام مستعار پدر باشد بهتر است در مقام دفاع از ايشان شما نيز در زير اين نام بنویسید
گذشته از سفسطه هاي فيلسوف مابانه بايد گفت که اصولا عدالت و آزادي دو عضو تفکيک نا پذيرند آنجا که آزادي نيست عدالت نيست و آنجا که عدالت نيست آزادي نيست  
پیک    


کاش شما هم آقای مهدی صادقی گیوی (خلخالی) را از نزدیک می شناختید. ایشان سالها در سفارت جمهوری اسلامی ایران در آلمان مشغول بکار بود. زبان آلمانی ایشان هم به حدی است که حتی برای کارهای روزمره خود هم از پس آن بر نمی آید

این عبارت:
استاد عظيم الشان مولانا  احمد فرديد استاد سابق فلسفه دانشگاه و بزرگترين متفكر معاصر بویژه بزرگترین متفکر معاصر بودن ادعایی بس صعب الاثبات است.
البته بکار بردن اصطلاح ناپسند مالیخولیایی توسط جناب آقای دکتر سروش برای فردی که فوت شده نیز چندان اخلاقی بنظر نمی رسد.
بهرحال یکی نشانه حب کثیر و دیگری نشانه بغض کثیر است و اینگونه عبارات در نوشته های فرهیختگان دنیای مدرن نه آنکه یافت نشود اما کمتر به چشم می خورد. شاید که موجب عبرت مان باشد.
م الف د

Greetings

My take on this interesting debate is rather different as it seems both parties or even generally various streams of thoughts in Iran seem to exclude each other by labeling the rival party through the highly misconstruedly loaded concept of ‘Westoxication’ (Gharbzadegi) or ‘Rusoxication’ (Ruszadegi). However I think the truth of the matter lies somewhere in between these inclinations within Iranian intellectual cultures and I happen to agree more with late Nasime Shomal (Seyeyd Ashraf al-Deen Hosseini Gilani) on the nature of modern intellectual streams of Iranian thinkers than either Dr. Sorosh or late Fardid as he argued that modern Iran suffers from four different kinds of ‘zadegi’ or inclination: Anglophil, Rusophil, Francophil and Germanophil. In other words, if we are about to reclaim the true spirit of our tradition first and foremost we need to map out the four contemporary kinds of ‘zadegi’ which have overshadowed our cultures of intellectualities without slaying each other as before any such scholarly attempt we cannot factually claim who is Westoxicated, Rusoxicated, and so on and so forth.

Kind Regards
Kafkazli Seyed Javad
Harbin University
China


ابتدا از جناب صادقی(خلخالی) متشکرم که اطلاعات زمینه ای و دقیقی در باب مرحوم فردید دادند. به جز آن بخشهایی که هیچ ربطی به نقد گفتار سروش در باب فردید نداشت* بخشی از مطالب شما دقیقا تایید نظریات سروش بود. اول بحث نحوه نگاه فردید به نقد غرب بود که دقیقا شما هم تایید فرموده اید. دوم این که نمونه امام جمعه تهران در حمله به جامعه باز پوپر بود که سروش متاثر از افکار تسری یافته از سوی شاگردان فردید به او می داند که شما دقیقا این نحوه نکاه فردید به پوپر را تایید فرموده اید.
نقد بعدی شما این بود که سروش آلمانی نمی داند و بنا بر قول فردید یکی از ملزومات فلسفه دانستن زبان آلمانی است. البته من نمی دانم این گفته تا چه حد به واقعیت نزدیک است اما مژده این که سروش بیش از یک سال است که در برلین آلمان زندگی می کند و در کالج علمی برلین به عنوان پژوهشگر مشغول به کار است. گر چه طبق نقلهایی که شنیده ام با آلمانی بیگانه نیستند.
در کل اگر اصطلاحاتی چون ×استاد عظيم الشان مولانا احمد فرديد× به کار نبرده بودید بیشتر می شد بر نقد و جوابیه غیر متعصبانه شما حساب کرد.  

عزیزان من اولأ این عنوان فقر فلسفه ،و فلسفه فقر ، عنوانی است که کارل مارکس در جواب به فلسفه فئور باخ  بکار برده است. من 36 سال است که مقیم فرانسه هستم ،و تمام تحصیلات دانشگاهی من  از سال اول تا دوره دکترا به زبان فرانسه بوده است ، همسر من هم فرانسوی و دانشگاهی است . منظورم از بیان این مطالب چیست؟ منظورم این است که زبان فلسفه  حتی برای دانشجویان بومی  یکی از مشکل ترین زبانها است ، تا چه برسد به یک ایرانی که میخواهد در زبان آلمانی فلسفه بخواند. آقای فردید چقدر به زبان آلمانی آشنائی داشت که بتواند مفاهیم فلسفه  آلمانی را درک بکند؟  همین آقای سروش هم تا چند وقت پیش ، در سرکوب فلسفه ، با اتکا به شعر  شیخ بهائی ،  دنبال حکمت ایمانیان بود و حکمت یونانیان را میکوبید .
چون هرگز عادت ندارم حرف مفت بزنم ،و دنبال شهرت هم نیستم ، مقاله آقای رحمان افشاری را در باره روشنگری کانت برای شما میفرستم ،و چون خود من نیز روی آن کار میکنم. من این مقاله را به تمام آثار آقایان فردید ، جلال آل احمد ، شریعتی ،و آقای سروش عوض نمیکنم ، امیدوارم همین یاداشت کوچک من همراه با تفسیر آقای رحمان افشاری ، به عنوان جواب به آقایان « فیلسوف های وطنی »  در سایت شما منتشر بشود ، تا حضرات ببینند کار فلسفی یعنی چه ،و فلاسفه آلمانی  دو قرن پیش چه  میگفتند ،و روی چه مسائل انسانی و اجتماعی بحث میکردند .با نهایت احترام : کاظم رنجبر. دکتر در جامعه شناسی سیاسی ، از مدرسه عالی علوم انسانی پاریس .  15 مارس 2006. عید و سال نو برای شما و ملت ایران مبارک باد  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 19:29  توسط   | 

انتخاب» ضمن تشکر از جناب آقای صادقی از هرگونه نقدی در حوزه های فکری و اندیشه گی یا دیگر حوزه ها استقبال می کند.
گروه اندیشه

*فقر فلسفه و فلسفه فقر
*در پاسخ به مطالب آقاي عبدالكريم سروش درباره احمد فرديد
*مهدی صادقی
بيش از ده سال است كه از فوت استاد عظيم الشان مولانا  احمد فرديد استاد سابق فلسفه دانشگاه و بزرگترين متفكر معاصر ميگذرد. در زمان حيات وي و بعد از مرگ وي مطالب زيادي عليه و له او در رسانه هاي ايراني و خارجي توسط ايرانيان خارج و داخل منتشر شده واين روند به قوت خود باقي است. دراينجا اين سئوال مطرح ميشود كه فرديد كيست كه اينگونه موافقان و مخالفان او سرسختانه در مقابل يكديگر صف آرايي كرده  اند؟

احمد فرديد چنانكه خود ميگفت در سالهاي بعد از جنگ در آلمان به مطالعه فلسفه آلمان پرداخته و سپس در ايران مدتي معلم  دانشرايعالي و سپس در رشته فلسفه دانشگاه تهران به تدريس مشغول بود و در سالهاي قبل از انقلاب باز نشست شده ولي بعضا به سختراني و ايراد مطالب فلسفي مي پرداخت.

آقاي نوري زاده درمقاله اي در سايت گويا نيوز نوشته اند كه فرديد قبل از انقلاب علاقه شديدي به نزديكي به دربار پهلوي داشت و بعد از انقلاب اين تلاش را جهت نزديكي به بيوت آيات عظام ادامه داد . او به دين ودينداري وقعي ننهاده و چرخش او بسوي دينداري و تمجيد از مقام شهيدان بعد از انقلاب حاكي از فرصت طلبي او و مطالبي نظاير آن است.

برخي نظير احسان نراقي اورا بدآموز ، برخي اورا خبيث و غيره ناميده  و اخيرا آقاي سروش فرديد را فردي ماليخوليايي دانسته است. سروش در زمان حيات فرديد اورا فاشيست و نازيسست و نظاير آن خطاب ميكرد. دراينجا اين سئوال مطرح است كه چرا آقاي سروش ديگران را در برخورد با آراي خود به نقد و بحث دعوت ميكنند ولي خود در برخورد با آراء ديگران، آنها را نفهم ، درس نخوانده، ماليخوليا و نظاير آن مينامند. آيا اين پايان منطق و آغاز خشونت و فحاشي نيست؟

آقا ي بابك احمدي اخيرا دعواي طرفداران و مخالفان پوپر وهايدگر در ايران را مسخره و شبيه دعواي دراويش حيدري ونعمتي دانسته اند .

ظاهرا آقاي احمدي عنايت ندارند كه در پشت دعواي حيدري ونعمتي هم دفاع از منافع  طبقاتي نهفته بود و دعواي طرفداران فرديد و هايدگر و مخالفين آنها يعني طرفداران پوپر نه تنها مسخره نيست بلكه بسيار جدي است. صحبت بر سر اينست كه چگونه ميتوان با انديشه هاي اين فيلسوفان و با عنايت به حافظ و هولدرلين دركناره هاي راين و در دامنه كوههاي البرز به تاسيس حكومتي پرداخت كه با نظر فيلسوفان و اهل فن اداره شود. پس مساله آنقدر هم ساده نيست. از طرفي چه نسبتي بين ولايت و فقاهت و حوالت تاريخي يعني دازاين هايدگر  قرار است و چگونه ميتوان از آراي فرديد و هايدگر در تاسيس حكومتي با توجه به اصالت تاريخي وايرانيت يعني با توجه به وطن ايراني با خوي وخون ايراني دراين سرزمين تاسيس كرد؟ بعبارتي چه تفسيري از زمان وتاريخ و وجود و شان تاريخي و وجودي با توجه به آراء اين فيلسوفان جهت تاسيس حكومت آينده بايد مد نظر باشد؟

اما در باره انديشه هاي فرديد
فرديد در سالهاي 50 ببعد در رشته فوق ليسانس فلسفه در دانشگاه تهران مشغول تدريس بود . حقير در آنموقع در رشته تاريخ و فلسفه دانشگاه تهران مشغول تحصيل بودم و در كلاسهاي فوق ليسانس پديدارشناسي احمد فرديد شركت ميكردم . فرديد عصا زنان به كلاس ميآمد و ميگفت پاي  من لب گور است و بيش از نيم قرن است كه مشغول فلسفه هستم و براي اينكه بتوانيم حرف فلسفي بزنيم چاره اي جز مطالعه عميق متون فلسفي بزبان آلماني نيست.  درآن سالها فرديد اولين كسي بود كه به طرح انديشه  هاي كساني نظير هوسرل و هايدگر و فلاسفه معاصر آلمان ميپرداخت و براي امثال بنده كه دانشجوي فلسفه بوديم مطالب ايشان بسيار جالب بود. فرديد ميگفت دانشجويان فلسفه بهتر است  آلماني وعربي ياد بگيرند و خود راسا به مطالعه كتب فلسفي بپردازند. زيراترجمه هاي متون فلسفي شكسته وبسته و غلط است و بيشتر موجب گمراهي است تا هدايت. فرديد با توجه به علم الاسماء تاريخي(اتيمولوژي) و عنايت به اونتولوژي، اپيستمولوژي، آنتروپولوژي با روش تفسير زند آگاهانه (هرمنويتيك) به طرح مسائل تاريخ و فلسفه ميپرداخت .

در سالهاي مورد بحث فرديد چند مصاحبه تلويزيوني داشت وبعضا به طرح آراء فلسفي خود ميپرداخت گرچه كمتر كسي متوجه كنه مطالب وي ميگرديد و بهمين دليل روز بروز ازتعداد مستمعين وي كمتر شده و نهايتا حلقه اي از شاگردان گذشته وي در نشستهاي او حاضر ميشدند.

در سالهاي بعد از انقلاب فرديد با تشكيل كلاسهايي در رشته فلسفه دانشگاه تهران، و بعدها در منزل شخصي خود كه اكنون از طرف شهرداري خريداري شده و به انجمن حكمت و فلسفه تبديل شده، ‌به طرح مطالب فلسفي و حكمي مي پرداخت. در درس گفتارهاي فرديد از طلبه تا توده اي حضور داشتند و هركسي از ظن خود يار او ميشد ولي كمتر كسي از درون او  آگاه بود.

دراين نشستها كه بعد ها حد اكثر تا 10 يا 15 نفر شركت ميكردند فرديد به طرح مسائل اصلي تفكر خود ميپرداخت كه درك آنها براي تبيين نظرات سياسي واجتماعي وي بسيار مهم است. فرديد دست بقلم خوبي نداشت و تنها چند مقاله از او به چاپ رسيد و مهمترين اثر كتبي وي مقدمه ايست بر كتاب مابعد الطبيعه اثر پل فولكيه فرانسوي ترجمه مرحوم يحيي مهدوي استاد دانشگاه تهران . مطلبي نيز در باره مذهب اصالت تاريخي نگاشت كه نسخه اصلي آن نزد بنده است و هنوز درجايي به چاپ نرسيده است. او در كلاسها بعضا با دانشجويان و حضار بدرشتي سخن ميگفت و بسياري را از  خود رنجيده خاطر ساخت.

مسائلي كه فرديد مطرح ميكرد بطور خلاصه عبارت بودند از :
تاريخيت به معني آلماني آن كه طرح ادوار تاريخي است. شان زماني وشان تاريخي ، شان وجودي و شان موجودي، اصالت وجود حضوري و اصالت وجود حصولي، حضور وحصول نزد هايدگر،تعريف ويژه از دازاين هايدگر به معني حضور،  ابزاريت حضوري وحصولي، حضرت وغيبت و معني آنها با توجه به دازاين هايدگر در معني حضور وحوالت تاريخي، غرب زدگي فلسفي، نيهيليسم در نزد نيچه و هايدگر، وجه التفاطي هوسرل از نظر هايدگر و مطالب ديگري كه بعضا از حلقه شاگردان وي مطرح ميكردند.

فرديد ميگفت ، ميرزا ملكم خان، سير جمال اسد آبادي،  فروغي مولف سير حكمت در اروپا، آل احمد ، صادق هدايت،  علي شريعتي، نراقي، بني صدر و شعرايي مثل نيما و شاملو و متالهيني نظير آيت الله مطهري و حتي آيت الله طالقاني بدرجات غرب زده اند ولي بعضي نظير دكتر شريعتي شور مبارزه داشتند و بفتواي باطن عمل مي كردند. او چند بار به مرحوم مطهري سفارش كرده بود كه براي طرح مسائل فلسفه لازم است ايشان به ياد گرفتن زبان آلماني بپردازند و خودمتون فلسفي نظير فلسفه هگل را مطالعه كنند.

فرديد ميگفت فلسفه به معني آلماني كلمه هنوز وارد ايران نشده و آنچه تحت عنوان فلسفه مطرح است كلام، تصوف،‌عرفا و مطالبي از اين دست است. در بحث از غرب زدگي كه اين اصطلاح هم از خود اوست، فرديد به طرح فلسفي مساله عنايت داشت و ميگفت هنوز فرصت طرح اين مطالب در ايران نرسيده است. او بدانشجويان اكيدا سفارش ميكرد كه حتما زبان آلماني براي مطالعه متون آلماني فراگيرند و به ترجمه هاي غلط اندرغلط اصلا توجه نداشته باشند
.
ويژگي تفكر فرديد در اين بود كه با طرح اصلاحات فلسفي غرب و مقايسه اتيمولوژيك آنها با برخي اصطلاحات زبانهاي شرقي به طرح معاني اصلي اين كلمات و تغييرات تاريخي آنها ميپرداخت. آنچنانكه دكتر داوري گفته اند نوشته هاي فرديد در مورد علم الاسماء تاريخي بزودي با نظارت ايشان چاپ خواهد شد. اين نوشته ها در نوع خود بينظير خواهد بود و زمينه فلسفي مطالعه متون فلسفي در ايران را فراهم ساخت.

فرديد ميگفت در زبانهاي باستان هزاران كلمه از زباني به زبان ديگر مهاجرت كرده  گرچه اين زبانها خويشاوندي نداشته اند. آقاي آشوري يكي از دلايل مخالفت خود با فرديد را همين مطلب ذكر كرده اند كه فرديد اصطلاحاتي را از زبانهاي غير خويشاوند در كنار هم ميگذاشت. اين مطلب تنها مدعاي فرديد نيست تا عيب ايشان تلقي شود .

در مقدمه برهان قاطع ميخوانيم كه در زبانهاي باستاني هزاران كلمه به زبانهاي ديگر مهاجرت كرده است. فرديد ميگفت به نظر من و باحتمال قوي فلان اصطلاح از زبان سانسكريت به زبانهاي سامي و هند و اروپايي رفته و در طول زمان دچار اين تغييرات معنايي شده است. نظير همين ديدگاه را مارتين هايدگر داشت و ميگفت بسيار از اصلاحات فلسفي يوناني در زبان لاتيني بغلط ترجمه ومنتقل شده و موجب تغيير معني شده ودانشجويان فلسفه بايد خود به فراگيري زبان يونان قديم همت گماشته و متون را خود مطالعه كنند.  

فرديد مدعي دينداري نبود ولي با توجه به سوابق مطالعاتي خود مدعيان دينداري را اغلب دروغگو ميپنداشت. فرديد ميگفت در پشت چهره پيامبرانه بسياري از مدعيان دين، شيطان نفس اماره قراردارد .

فرديد در ترجمه وتفسير قرآن روش خاص خود را داشت و تفاسير سيد قطب، طالقاني و تفاسير پراكنده از آيات در اين دوره را غرب زده ميدانست. او ضمن اصالت ماهوي دانستن قرآن، تفسير آنرا منوط به مطالعه علم الاسماء تاريخي ميدانست. او ميفگت ما در دوران غرب زدگي مضاعف بسر ميبريم و اين عادت زمانه است و نسخ اين دوران مستلزم ورود به آخرالزمان تاريخي وفلسفي به معني گذار از  نيهيليسمي است كه سراسر وجود ما را فراگرفته است.

فرديد ميگفت چيزي كه در فلسفه ملاصدا و حاج ملاهادي سبزواري و ديگران تحت عنوان اصالت وجود مطرح است، كوچكترين قرابتي با وجود به معني حضور فلسفي وتاريخي آن ندارد. آرائ آنها بيشتر اصالت موجود است تا اصالت وجود. در باره مقولاتي كه فرديد مطرح ميكرد در غرب بعضا كتابهاي مستقل بزبان آلماني برشته تحرير آمده است.

او آخرين متفكر غرب را مارتين هايدگر ميدانست و مدعي بود كه با توجه به اتيمولوژي با هايدگر همسخني داشته و بعضا با او يك سخن است.

بنظر فرديد هايدگر اولين فيلسوف بمعني متفكر كلمه ومتفكري شاعرانه است كه به طرح اساسي وجود پرداخته است، چيزي كه در 25 قرن تاريخ فلسفه غرب از آن غفلت شده و شرط گذر از نيهليسم تنها طرح وجود به معني وجود است و نه موجود. بنظر فرديد و هايدگر ما در پايان متافيزيك غرب و بعبارتي پايان نيهيليسم بسر ميبريم و فلسفه در آستانه آغازي ديگر است كه آن آغاز تفكر وجودي است. فرديد در هم سخني با هايدگر تاريخ متافيزيك غرب را تاريخ نيهيليسم ميدانست.

از نظر هايدگر تئولوژي و انتوتئولوژي نيز دچار همين سرنوشت است و در آنها تنها چيزي كه مطرح نيست وجود است. از نظر هايدگر وجود از خدا به انسان نزديكتر و لذا قبل از خداشناسي بايد به وجودشناسي بپردازيم.

فرديد اصولا روشنفكران را غرب زده ميدانست و كساني نظير سروش را كه بعد از انقلاب به طرح مسائلي فلسفي و كلامي ميپرداختند بطور كلي  غرب زده مضاعف و ندانسته و يا دانسته ملهم از ماسونيت غرب ميدانست. فرديد ميگفت اين افراد بدون مطالعه متون فلسفي مطالبي را ندانسته و نسنجيده بزبان خود ميچرخانند و موجب گمراهي جوانان ميشوند. او ميگفت اين روشنفكران كلماتي را از كيسه ذهن خود درآورده بدنبال هم ميچينند و آنرا مطالبي فلسفي مينامند.  مخالفان فرديد نيز به موضعگيري پرداخته و قبل از طرح ونقد انديشه هاي او، اورا فاشيست و نازيست و ماليخوليا و نظاير آن دانسته اند. فرديد كارل پوپر را فيلسوف امپرياليسم ميدانست و ميگفت اگر بشر بخواهد به حرف او عمل كند ديگر نبايد هيچ انقلابي صورت گيرد و بشر بايد يكسر تابع امپرياليسم غرب باشد. آراء پوپر بنظر فرديد ماسونيت مضاعف و زير بناي صهيونيسم فلسفي براي توجيه استثمار و غارت بشر در جهان سوم و كشورهاي اسلامي است.

درمورد مطالب سروش در باره اينجانب و ابوي اينجانب آقاي خلخالي

سروش بنده را سر سپرده فرديد دانسته است. آيا سرسپردگي به استاد عظيم الشان مولانا احمد فرديد بهتر است يا سرسپردگي به فيلسوف امپرياليسم كارل پوپر كه بقول فرديد حرف و اسم او ماسونيت شيطاني و توجيه گر قتل وغارت جهان توسط امپرياليسم سرمايه داري تحت عنوان ليبراليسم است؟

اخيرا آقاي سروش مقاله اي در سايتهاي اينتر نتي نوشته و آزادي را بخشي از عدالت دانسته آنهم بخش فربه آن. شايان ذكر است كه در فرهنگ تاريخ فلسفه بزبان آلماني هيچكدام از فلاسفه از سقراط تا سارتر براي تعريف آزادي ، حتي كلمه عدالت را بكار نبرده اند تا چه برسد به اينكه آنرا بخشي از عدالت بدانند.

در اين مقاله ميتوان نيهيليسم بيمارگونه زمانه كه افرادي نظير سروش دچار آنند مشاهده كرد. درست مثل اينست كه بگوئيم گوسفند بخشي از گاو است آنهم بخش فربه آن . آزادي مقوله ايست براي خود و هيچ ربطي به عدالت ندارد و هيچكدام از اين دو مقوله بخشي از ديگري نيست و معلوم نيست اين مهمل بافيهاي سروش بر چه استدلالي استوار است. مگر اينكه بگوئيم ايشان مدعي اين نظريه است كه  البته خود جاي بحث دارد. آقاي سروش بهتراست قبل از طرح مسائل بقول خودشان علمي –فلسفي ابتدا به فراگيري زبان آلماني بپردازند و سپس با مطالعه متون فلسفي بزبان آلماني بدانند در عامل فلسفه چه ميگذردو دست از علم درايي و فلسفه درايي بردارندو عرض وجود در اين ميدان را به اهل واگذارند. آقاي سروش و امثال ايشان شديدا دچار فقر فلسفه مي باشند. از عجايب روزگار اينست كه كسي هنوز يك خط از متون فيلسوفان مهم تاريخ را نميتواند بخواند تا چه رسد به اينكه بفهمد ، به فلسفه درايي پرداخته و جمعي از جوانان جوياني حقيقت را بدور خود جمع كرده است.

ملاقاتهايي بين ابوي و فرديد صورت گرفت و بعضا در سالهاي 50 ببعد انديشه هاي فرديد و هايدگر با ابوي مورد بحث واقع ميشد. ملاقاتي با وساطت اينجانب بين آقاي خلخالي، فرديد و آقاي بني صدر در زمان رياست جمهور ايشان صورت گرفت. از اين سه نفر آقاي خلخالي و آقاي فرديد روي در نقاب خاك كشيده اند و خوب است آقاي بني صدر در موقع مقتضي بگويند كه دراين ملاقات چه گذشت.

مطالب گفتني در اين باره زياد است و تنها اشاره اي براي روشن شدن اذهان كافي است. سرگرداني روشنفكراني نظير سروش ناشي از فقر ف`لسفه آنها و اين همه ناشي از فلسفه فقردر دوران ماست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 19:27  توسط   | 

 

لذت‌ از ديدگاه‌ شيخ‌ اشراق (1) ‌

منبع: omomi.mihanblog.com   21/06/85

 



 بررسي‌ آثار سهرودي‌ به‌ خوبي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ اين‌ فيلسوف‌ اشراقي‌ براساس‌ اصول‌ فلسفي‌ خود، لّذتهاي‌ حسّي‌ را صنم‌ و سايه‌اي‌ از لّذتهاي‌ عقلي‌ دانسته‌، و با تمسّك‌ به‌ اشراقات‌ انوار و عقول‌، نظام‌ آفرينش‌ را تفسير كرده‌ است‌.

 

نور ناقص‌ و نور تام‌

20-1- شيخ‌ به‌ دنبال‌ عبارت‌ خود درباره‌ي‌ نور ناقص‌ و نور تامّ، امر به‌ فهم‌ و تأمّل‌ كرده‌ و با اين‌ سخن‌ اهميت‌ مسئله‌ و عظمت‌ آن‌ را يادآور شده‌ است‌. مقصود وي‌ اين‌ است‌ كه‌ آنچه‌ در عالم‌ علوي‌ موجود است‌ در عالم‌ سفلي‌ نيز داراي‌ أشباه‌ و نظاير مي‌باشد. شناختن‌ موجودات‌ عالم‌ علوي‌ از طريق‌ شناختن‌ اشباه‌ و نظاير آنها در اين‌ عالم‌ امكان‌پذير خواهد بود.

 

 

 

لذت‌ جسماني‌، منشأش‌ نوري‌ و عقلاني‌ است‌

20-2- بزرگان‌ اهل‌ معرفت‌ بر اين‌ عقيده‌اند كه‌ آنچه‌ در عالم‌ ملك‌ و شهادت‌ مشهود است‌ آيت‌ و نشانه‌اي‌ است‌ از آنچه‌ در عالم‌ معني‌ و ملكوت‌ موجود مي‌باشد. روايتي‌ از حضرت‌ رضا(ع‌) نقل‌ شده‌ كه‌ مضمون‌ اين‌ سخن‌ را در آن‌ مي‌توان‌ يافت‌. روايت‌ به‌ اين‌ صورت‌ نقل‌ شده‌ است‌: «قد علم‌ اولو الألباب‌ ان‌ ما هُنا لك‌ الاّ بما ههُنا» يعني‌ ارباب‌ عقول‌ و صاحبان‌ بصيرت‌ دريافته‌اند كه‌، آنچه‌ در آنجاست‌ جز از طريق‌ آنچه‌ در اينجاست‌ معلوم‌ نمي‌گردد. سهرودي‌ براساس‌ اصول‌ اشراقي‌، و با استناد به‌ آنچه‌ در مورد نور ناقص‌ و نورتامّ بيان‌ داشت‌، به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌ است‌ كه‌ لّذت‌ عقلي‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ با لّذتهاي‌ حسّي‌ قابل‌ مقايسه‌ نمي‌باشد، وي‌ مي‌گويد چگونه‌ ممكن‌ است‌ لّذت‌ عقلي‌ را با لّذتهاي‌ حسّي‌ به‌ ميزان‌ سنجش‌ وترازوي‌ قياس‌ گذاشت‌ در حالي‌ كه‌ همه‌ي‌ لذتهاي‌ حسّي‌ و جسماني‌ از يك‌ امر نوري‌ و عقلاني‌ ناشي‌ شده‌ و در افراد و اشخاص‌ ساري‌ و جاري‌ گشته‌ است‌.

 

 

 

حتي‌ لذت‌ شهواتي‌ از آثار لذت‌ روحاني‌ است‌

20-3- نكته‌اي‌ كه‌ قابل‌ ذكر است‌ كه‌ اين‌ فيلسوف‌ اشراقي‌ حتّي‌ لّذت‌ وقاع‌ را نيز از رشحات‌ و آثار لّذات‌ روحاني‌ دانسته‌ و براي‌ اثبات‌ آن‌ به‌ استدلال‌ پرداخته‌ است‌ وي‌ مي‌گويد: جاذبه‌ و جمالي‌ كه‌ در انسان‌ موجود است‌، از نور اسپهبد ناشي‌ گشته‌ و از آثار نفس‌ ناطقه‌ به‌ شمار مي‌آيد. زيرا پيكر بي‌روح‌ آدمي‌ اگر چه‌ از زيبايي‌ فراوان‌ برخوردار باشد، هرگز مورد علاقه‌ و اشتياق‌ اشخاص‌ قرار نمي‌گيرد عين‌ عبارت‌ سهرودي‌ در اين‌ باب‌ چنين‌ است‌.

 

«و كّل‌ برزخية‌ انّما حصلت‌ بأمر نوري‌ رش‌ علي‌البرازخ‌ حتّي‌ ان‌ لّذة‌ الوقاع‌ رشحٌ عن‌ الّذات‌ الحقّة‌ فأن‌ الّذي‌ يواقع‌ لايشتهي‌ اتيان‌ الميّت‌.» (2)

 

همان‌ گونه‌ كه‌ در عبارت‌ فوق‌ مشاهده‌ مي‌شود سهروردي‌ هر گونه‌ لّذت‌ جسماني‌ را ناشي‌ از لّذات‌ روحاني‌ دانسته‌ و حتّي‌ لّذت‌ شهواتي‌ جنسي‌ و نزديكي‌ را نيز از اين‌ قاعده‌ مستثني‌ نكرده‌ است‌. استدلال‌ وي‌ نيز در اين‌ باب‌ اين‌ است‌ كه‌ چون‌ پيكر بي‌روح‌ انسان‌ مورد علاقه‌ و اشتياق‌ واقع‌ نمي‌شود ناچار بايد گفت‌ جاذبه‌ و جمال‌ آدمي‌ معلول‌ نور اسپهبد و نفس‌ ناطقه‌ي‌ وي‌ مي‌باشد. جلال‌الدين‌ رومي‌ نيز در كتاب‌ مثنوي‌ معنوي‌ اين‌ مسئله‌ را مطرح‌ ساخته‌ و عين‌ اين‌ استدلال‌ را به‌ لسان‌ نظم‌ بيان‌ داشته‌ است‌ وي‌ در اين‌ باب‌ چنين‌ مي‌گويد:

 

آنچه‌ بر صورت‌ تو عاشق‌ گشته‌اي‌ چون‌ برون‌ شد جان‌، چرايش‌ هشته‌اي‌؟

 

صورتش‌ بر جاست‌ اين‌ سيري‌ز چيست‌؟ عاشقا واجو كه‌ معشوق‌ تو كيست‌؟

 

 

 

عشق‌ در صفير سيمرغ‌

20-4- سهرودي‌ فصل‌ سوم‌ از رساله‌ي‌ «صفير سيمرغ‌» خود را به‌ بحث‌ از مسئله‌ي‌ لّذت‌ و محبّت‌ اختصاص‌ داده‌ و چنين‌ مي‌گويد: اما مذهب‌ متكلّمان‌ و جماهير اهل‌ اصول‌ آن‌ است‌ كه‌ بنده‌ خدا را نشايد كه‌ دوست‌ دارد، زيرا كه‌ دوست‌ داشتن‌ عبارت‌ است‌ از ميل‌ نفس‌، و ميل‌ نفس‌ به‌ جنس‌ خود بود، و حّق‌ تعالي‌ متعالي‌ است‌ از آنكه‌ او با خلق‌ مجانستي‌ بود، بلكه‌ محبّت‌ عبارت‌ است‌ از طاعت‌ بنده‌ مرحق‌ تعالي‌ را؛ و اهل‌ معرفت‌ اثبات‌ كردند محبّت‌ را و لّذت‌ را...

 

 

 

آن‌ كس‌ كه‌ لذت‌ را نبرد، هيچ‌ نفهميد

20-5- امّا حديث‌ اثبات‌ لّذت‌ عبارت‌ است‌ از حاصل‌ شدن‌ كمال‌ هر چيزي‌ را و دانستن‌ حصول‌ آنكه‌، اگر كمال‌ چيز حاصل‌ گردد و يابنده‌ را خبر نبود، كمال‌ نباشد، و شريف‌ترين‌ در يابندگان‌ نفس‌ انسان‌ است‌ و حق‌ عظيم‌ترين‌ معلومات‌ است‌، پس‌ لذت‌ انسان‌ كامل‌تر و وافرتر بود، ولكن‌ عنّين‌ را از لّذت‌ وقاع‌ ] نزديكي‌ جنسي‌ [ خبر نبود اگر نيز شنود كه‌ مردان‌ را از آن‌ قسط‌ تمام‌ است‌ و خوش‌ گفته‌ است‌ آن‌ مرد پير: «من‌ لم‌ يذُق‌ لم‌ يعرف‌».

 

 

 

خوب‌ رويان‌ و عشق‌ ظرفا در نزد شيخ‌ اشراق‌ و ملاصدرا

 

20-6- بررسي‌ آثار سهرودي‌ به‌ خوبي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ اين‌ فيلسوف‌ اشراقي‌ براساس‌ اصول‌ فلسفي‌ خود، لّذتهاي‌ حسّي‌ را صنم‌ و سايه‌اي‌ از لّذتهاي‌ عقلي‌ دانسته‌، و با تمسّك‌ به‌ اشراقات‌ انوار و عقول‌، نظام‌ آفرينش‌ را تفسير كرده‌ است‌. فيلسوف‌ بزرگ‌ اسلامي‌ صدرالمتألّين‌ شيرازي‌ اگر چه‌ در بسياري‌ از مسائل‌ با سهرودي‌ به‌ مخالفت‌ برخاسته‌ مع‌ هذا با استناد به‌ اصول‌ فلسفه‌ و مباني‌ حكمت‌ متعاليه‌ي‌ خود به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌ است‌ كه‌ عشق‌ در همه‌ي‌ مراتب‌ هستي‌ساري‌ مي‌باشد.

 

 

 

عشق‌ به‌ خوب‌ رويان‌، ممدوح‌ است‌ يا مذموم‌؟

20-7- صدرالمتألهين‌ يك‌ فصل‌ از كتاب‌ كبير خود را به‌ بحث‌ از عشق‌ ظرفا و خوب‌ رويان‌ اختصاص‌ داده‌ و درباره‌ي‌ ماهيت‌ آن‌ به‌ پژوهش‌ و بررسي‌ پرداخته‌ است‌. جاي‌ هيچ‌ گونه‌ ترديد نيست‌ كه‌ بسياري‌ از ظرفا به‌ خوب‌ رويان‌ عشق‌ ورزيده‌ و به‌ ديدار شمائل‌ آنان‌ سخت‌ مشتاق‌ مي‌باشند. در مورد ماهيّت‌ اين‌ عشق‌ و ممدوح‌ بودن‌ يا مذموم‌ بودن‌ آن‌، ميان‌ حكما اختلاف‌ فراوان‌ وجود دارد. برخي‌ از حكما اين‌ عشق‌ را مذموم‌ دانسته‌ و بديهاي‌ آن‌ را يادآور گشته‌اند. گروهي‌ ديگر آن‌ را از جمله‌ فضائل‌ نفساني‌ به‌ شمار آورده‌ و در اين‌ باب‌ محاسن‌ بسياري‌ نير ذكر كرده‌اند. جماعتي‌ از حكما در اين‌ مورد به‌ توقف‌ قائل‌ شده‌ و از درك‌ علل‌ و اسباب‌ آن‌ عاجز مانده‌اند. كساني‌ از حكما نيز اين‌ عشق‌ را يك‌ نوع‌ بيماري‌ نفساني‌ خوانده‌اند. و بالأخره‌ گروهي‌ ديگر آن‌ را يك‌ جنون‌ الهي‌ دانسته‌اند.- اما صدرالمتألّهين‌ (به‌ عنوان‌ يك‌ حكيم‌ الهي‌ كه‌ همواره‌ امور عالم‌ را در ارتباط‌ با اسباب‌ كلّيّه‌ و مبادي‌ عاليه‌ و غايات‌ فلسفي‌ آنها مورد بررسي‌ قرار مي‌دهد) عشق‌ ظرفا را به‌ خوب‌ رويان‌ جهان‌، از جمله‌ امور ممدوح‌ و نيكو به‌ شمار آورده‌ است‌.

 

وي‌ مي‌گويد: عشق‌ ورزيدن‌ به‌ خوب‌ رويان‌ به‌ عنوان‌ يك‌ امر طبيعي‌ و بدون‌ هر گونه‌ تكلّف‌ و به‌ خود بستن‌، در دل‌ و روان‌ بسياري‌ از اقوام‌ و ملل‌ موجود است‌. صدرالمتألّهين‌ منشأ پيدايش‌ اين‌ نوع‌ عشق‌ را استحسان‌ شمائل‌ محبوب‌ به‌ شمار آورده‌ و ارباب‌ علوم‌ و صنايع‌ مستظرفه‌ را به‌ خصوص‌ در ميان‌ برخي‌ از اقوام‌ و ملل‌، از آن‌ بي‌بهره‌ ندانسته‌ است‌. وي‌ مي‌گويد: ما كسي‌ را نيافتيم‌ كه‌ داراي‌ قلب‌ لطيف‌ و طبع‌ دقيق‌ و ذهن‌ صاف‌ و بالأخره‌ روان‌ رحيم‌ بوده‌ باشد، ولي‌ در عين‌ حال‌ در تمام‌ مّدت‌ عمر خود از اين‌ نوع‌ محبّت‌ بي‌بهره‌ به‌ شمار آيد. بي‌بهره‌ بودن‌ از اين‌ نوع‌ محبّت‌ براي‌ دلهاي‌ سخت‌ و طبايع‌ خشك‌ به‌ خصوص‌ در ميان‌ برخي‌ از اقوام‌ و ملل‌ امكان‌ تحقّق‌ داشته‌ و قابل‌ مشاهده‌ مي‌باشد (3) .

 

اين‌ فيلسوف‌ بزرگ‌ درباره‌ي‌ غايت‌ و فوائد اين‌ عشق‌ نيز به‌ بررسي‌ پرداخته‌ و بر اين‌ عقيده‌ است‌ كه‌ ادب‌ آموختن‌ به‌ خردسالان‌ و تربيت‌ كردن‌ كودكان‌ و همچنين‌ آموختن‌ علوم‌ و معارف‌ مختلفه‌ به‌ آنان‌، از فوائد اين‌ نوع‌ محبّت‌ مي‌باشد، خردسالان‌ اگر چه‌ از تربيت‌ پدارن‌ و مادران‌ خود برخوردار و بهره‌مند مي‌باشند ولي‌ هنوز به‌ معلّمان‌ مشفق‌ و استادان‌ مهربان‌ و عالم‌ نيازمند خواهند بود به‌ همين‌ جهت‌ است‌ كه‌ عنايت‌ ازلي‌ پروردگار رغبت‌ به‌ كودكان‌ و محبّت‌ به‌ خردسالان‌ و عشق‌ به‌ خوب‌ رويان‌ را در دل‌ و روان‌ بزرگان‌ قرار داد تا از اين‌ طريق‌ باب‌ تعليم‌ و تربيت‌ مفتوح‌ بماند و بزرگان‌ در مورد تعليم‌ و تربيت‌ خوب‌ رويان‌ حّداكثر كوشش‌ را به‌ عمل‌ آورند.

 

 

 

خوب‌ رويان‌، تجلي‌گاه‌ جمال‌ خدايند

20-8- به‌ اين‌ ترتيب‌ وجود اين‌ نوع‌ علاقه‌ و محبّت‌ در دل‌ علما و ظرفا بيهوده‌ نبوده‌ و داراي‌ فوائد بسيار مي‌باشد. در واقع‌ مي‌توان‌ گفت‌ عشق‌ ظرفا به‌ خوب‌ رويان‌ چيزي‌ جز اشتياق‌ و علاقه‌ به‌ رؤيت‌ جمال‌ انسانيّت‌ نمي‌باشد، جمال‌ انسانيّت‌ نيز چيزي‌ است‌ كه‌ بسياري‌ از آثار جمال‌ و جلال‌ خداوند در آن‌ ظاهر است‌. در قرآن‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «لقد خلقنا الأنسان‌ في‌ احسن‌ تقويم‌» و نيز در همين‌ باره‌ آمده‌ است‌: «ثم‌ انشأناه‌ خلقاً آخر فتبارك‌ اللّه‌ احسن‌ الخالقين‌».

 

 

 

باز هم‌ عشق‌ به‌ خوب‌ رويان‌، منطقي‌ است‌

20-9- صدرالمتألّهين‌ مي‌گويد: اعّم‌ از اينكه‌ مقصود از «خلق‌ آخر» در اين‌ آيه‌ي‌ مباركه‌، صورت‌ ظاهر و كامل‌ انسان‌ باشد، يانفس‌ ناطقه‌، باز هم‌ عشق‌ ظرفا به‌ خوب‌ رويان‌ قابل‌ توجيه‌ است‌. زيرا ظاهر همواره‌ عنوان‌ باطل‌ بوده‌ و صورت‌ پيوسته‌ مثال‌ حقيقت‌ مي‌باشد. به‌ عبارت‌ ديگر مي‌توان‌ گفت‌ بدن‌ انساني‌ با همه‌ي‌ خصلتها و خصوصّياتش‌ طراز نفس‌ و صفات‌ آن‌ بوده‌، و مجاز قنطره‌اي‌ است‌ كه‌ به‌ سوي‌ حقيقت‌ كشيده‌ شده‌ است‌. به‌ اين‌ ترتيب‌ مي‌توان‌ گفت‌ عشق‌ و علاقه‌ به‌ خوب‌ رويان‌، اگر از شهوت‌ حيواني‌ ناشي‌ نشده‌ باشد و مبدء آن‌ را تنها استحسان‌ شمائل‌ معشوق‌ تشكيل‌ دهد نه‌ اينكه‌ از صفات‌ مذموم‌ نيست‌، بلكه‌ از جمال‌ فضائل‌ انساني‌ نيز به‌ شمار مي‌آيد. مّلاصدرا مي‌گويد: اين‌ فضيلت‌ از جمله‌ فضائلي‌ است‌ كه‌ قلب‌ و دل‌ آدمي‌ را نرم‌ و رقيق‌ كرده‌ و ذهن‌ وي‌ را از امور ناشايسته‌ پاك‌ و پيراسته‌ مي‌گرداند، نفس‌ ناطقه‌ را نيز آگاه‌ و بيدار كرده‌ و آن‌ را براي‌ ادراك‌ امور شريفه‌ مهيّا مي‌سازد. به‌ هيمن‌ جهت‌ است‌ كه‌ بسياري‌ از مشايخ‌ در راه‌ سلوك‌ مريدهاي‌ خود را در آغاز به‌ اين‌ نوع‌ عشق‌ توصيه‌ كرده‌ و آنان‌ را به‌ داشتن‌ اين‌ صفت‌ ترغيب‌ مي‌نمايند.

 

 

 

هميشه‌ عاشق‌ خوب‌ رويان‌ و معطل‌ آنان‌ شدن‌ هم‌ صحيح‌ نيست‌

20-10- بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ صدرالمتألّهين‌ عشق‌ نفساني‌ را در انسان‌ از جمله‌ فضائل‌ به‌ شمار آورده‌ ولي‌ در عين‌ حال‌، اين‌ فضيلت‌ را به‌ طور مطلق‌ در همه‌ي‌ اوقات‌ و در همه‌ي‌ حالات‌ و براي‌ همه‌ي‌ اشخاص‌ ممدوح‌ و نيكو ندانسته‌ است‌. وي‌ بر اين‌ عقيده‌ است‌ كه‌ اين‌ نوع‌ محبّت‌ در اواسط‌ سلوك‌ عرفاني‌، براي‌ بيرون‌ كشيدن‌ انسان‌ از درياي‌ شهوتهاي‌ حيواني‌ مفيد و مؤثر مي‌باشد ولي‌ پس‌ از استكمال‌ نفس‌ به‌ علوم‌ الهي‌ و اتّصال‌ به‌ عالم‌ قدس‌ اشتغال‌ به‌ اين‌گونه‌ اموردون‌ شأن‌ انسان‌ بوده‌ و شايسته‌ي‌ مقام‌ رفيع‌ وي‌ نمي‌باشد. شيخ‌ مصلح‌ الدين‌ سعدي‌ شيرازي‌ نيز در يك‌ بيت‌ چنين‌ مي‌گويد:

 

كه‌ گفت‌ بر رخ‌ زيبا نظر خطا باشد؟ خطا بود كه‌ نبينند روي‌ زيبا را

 

 

 

عشق‌؛ موضوع‌ مجادله‌ مشائيان‌ و اشراقيان‌!

20-11- شيخ‌ الّرئيس‌ ابوعلي‌سينا فصل‌ پنجم‌ از رساله‌ي‌ عشق‌ را به‌ گرايش‌ به‌ جمال‌ خوب‌ رويان‌ و نظر بازي‌ اختصاص‌ داده‌ و با ذكر چهار مقدمه‌ي‌ بالنسبه‌ طولاني‌ به‌ اثبات‌ مقصود پرداخته‌ است‌. نقل‌ بخشي‌ از عين‌ عبارت‌ ابن‌سينا در اينجا بي‌مناسبت‌ نمي‌باشد.

 

«الفصل‌ الخامس‌ في‌ عشق‌ الظرفا و الفتيان‌ الاوجه‌ الحسان‌»

 

«يجب‌ ان‌ تقّدم‌ امام‌ غرضنا في‌ هذا الفضل‌ مقّدمات‌ اربع‌: احدها ان‌ كّل‌ واحد من‌ القوي‌ النفسانية‌ مهما انضّم‌ اليها قّوه‌ اعلي‌ منها في‌ الشرف‌ احتازت‌ بانضمامها و سريان‌ البهاءة‌ اليها زيادة‌ صقولة‌ و زينة‌ حتّي‌ تصير بذلك‌ افاعيلها البارزة‌ عنها زائدة‌ علي‌ مايكون‌ لها بانفرادها اما بالعددو اما بحسن‌ الاتقان‌... (4) »

 

بنابراين‌ ميان‌ صدرالمتألّهين‌ و شيخ‌ الّرئيس‌ ابوعلي‌سينا در مورد اين‌ مسئله‌ نيز مانند برخي‌ از مسائل‌ ديگر اختلاف‌ نظر و تفاوت‌ سليقه‌ ديده‌ مي‌شود. مع‌ الصف‌ سهرودي‌ نيز در مورد نظر بازي‌ مانند بسياري‌ از مسائل‌ ديگر موضع‌ خاص‌ خود را داشته‌ و طريقه‌ي‌ وي‌ به‌ طور كلّي‌ از راهي‌ كه‌ ابن‌سينا پيموده‌ است‌ جدا مي‌باشد. اين‌ فيلسوف‌ اشراقي‌ بر اين‌ عقيده‌ است‌ كه‌ لّذتهاي‌ اين‌ جهان‌ از لذتهاي‌ عقلي‌ و نوري‌ ناشي‌ مي‌گردد. وي‌ مي‌گويد انسان‌ كسي‌ را نمي‌خواهد و جمالي‌ را نمي‌طلبد مگر اينكه‌ در آن‌ شائبه‌اي‌ از نورانيّت‌ و اثري‌ از روحانيت‌ وجود داشته‌ باشد. عبارت‌ اين‌ فيلسوف‌ در اين‌ باب‌ چنين‌ است‌:

 

«...و كل‌ لذة‌ برزخية‌ انّما حصلت‌ بأمر نوري‌ رش‌ علي‌ البرز خ‌ حتّي‌ ان‌ لذة‌ الوقاع‌ ايضاً رشحٌ عن‌ اللّذات‌ الحقة‌ (5) ...»

 

 

 

صوفيان‌ و انحراف‌ برداشت‌ از نظريه‌ عشق‌ اشراقي‌

20-12- چنين‌ به‌ نظر مي‌رسد كه‌ اين‌ نگرش‌ اشراقي‌ به‌ همراه‌ پاره‌اي‌ سنت‌گريزيهاي‌ نابخردانه‌ صوفيان‌، زمينه‌ساز رفتارهايي‌ ميان‌ ايشان‌ گرديده‌ كه‌ در ادبيات‌ فارسي‌ تحت‌ عنوان‌ «نظرورزي‌» و «شاهدبازي‌» از آن‌ ياد شده‌ و مراد از آن‌ هم‌ گرايش‌ به‌ همجنس‌ و افعال‌ قبيحه‌ در ميان‌ صوفيان‌ بوده‌ است‌

 

افشاگري‌ تلخ‌ ابن‌جوزي‌

20-13- يكي‌ از اسناد مهم‌ باب‌ فوق‌، مطالبي‌ است‌ كه‌ ابوالفرج‌ ابن‌جوزي‌ (متوفي‌ 597) از وعاظ‌ معروف‌ قرن‌ ششم‌ در كتاب‌ تلبيس‌ ابليس‌ آورده‌ است‌. او در اين‌ كتاب‌، مفاسدي‌ را كه‌ گريبانگير عالمان‌ و حاكمان‌ و شاهان‌ و زاهدان‌ و صوفيان‌ و امثال‌ ايشان‌ است‌ و برشمرده‌ است‌ و از جمله‌ مفاسد صوفيان‌ به‌ شاهدبازي‌ (گرايش‌ مذكران‌ به‌ مذكر) ايشان‌ مي‌رسد. اين‌ بخش‌ از نوشته‌ي‌ او را به‌ ترجمه‌ي‌ آقاي‌ عليرضا ذكاوتي‌ قراگزلو نقل‌ مي‌كنيم‌:

 

«تلبيس‌ ابليس‌ بر صوفيان‌ در مصاحبت‌ با نوجوانان‌:

بدان‌ كه‌ بيشتر صوفيان‌ برخويش‌، طريق‌ نظر بر زنان‌ بيگانه‌ را بسته‌اند. و از نكاح‌ به‌ عبادت‌ پرداخته‌اند و مصاحبت‌ نوجوانان‌ با ايشان‌ از راه‌ ارادت‌ و آموختن‌ پارسايي‌ اتفاق‌ افتاده‌. و ابليس‌ صوفيان‌ را به‌ تدريج‌ به‌ نوجوانان‌ مايل‌ ساخته‌ است‌. و آن‌ هفت‌ صورت‌ دارد. (6)

 

1- برخي‌ از صوفيان‌ اصلاً به‌ زنان‌ ميل‌ نداشتند و تن‌ به‌ ازدواج‌ نمي‌دادند.

 

2- برخي‌ معتقد به‌ حلول‌ خدا در غلامان‌ زيبا بودند و برخي‌ از زنان‌ زيبا را تجلي‌ گاه‌ زيبايي‌ خداوند مي‌دانستند.

 

3- برخي‌ از صوفيان‌ معتدل‌ بودند و به‌ نگاه‌ به‌ زيبارويان‌ بسنده‌ مي‌كردند و مي‌گفتند نظرورزي‌ ما براي‌ عبرت‌ گرفتن‌ است‌ و از روي‌ شهوت‌ نيست‌.

 

4- صوفيي‌ به‌ نام‌ مهرجان‌ مجوسي‌ (كه‌ مسلمان‌ شده‌ بود) مانند سقراط‌ با امردي‌ در يك‌ بستر مي‌خفت‌ امّا مرتكب‌ منكر نمي‌شد.

 

5- صوفيي‌ براي‌ آنكه‌ عشق‌ امرديد او را به‌ منكر نكشاند خود را در رودخانه‌ غرق‌ كرد.

 

6- صوفي‌ كه‌ او را از معشوقش‌ جدا كرده‌ بودند با كارد معشوق‌ را كشت‌!

 

7- ابن‌جوزي‌ اعتراف‌ مي‌كند كه‌ بسياري‌ از صوفيان‌ كه‌ با شاهد بودند مرتكب‌ فعل‌ زشتي‌ نمي‌شدند امّا «همين‌ كلنجار رفتن‌ بيهوده‌شان‌ با نفس‌، آنان‌ را از ياد خدا به‌ غير خدا مشغول‌ داشته‌ است‌».

بيشترين‌ تكيه‌ ابن‌جوزي‌ بر نظربازي‌ صوفيان‌ است‌ و مي‌گويد ابن‌طاهر مقدسي‌ كتابي‌ در جواز نظر به‌ امردان‌ تأليف‌ كرده‌ بود و خود او نيز كتاب‌ مستقلي‌ موسوم‌ به‌ ذمّالهوي‌ درباره‌ي‌ نظربازي‌ نوشته‌ بود.

  

شاهد بازي‌ اشا عره‌!

20-14- چنين‌ به‌ نظر مي‌رسد كه‌ كه‌ اين‌ عادت‌ ناپسند كه‌ با ظاهر اشراقي‌ و روحاني‌ آراسته‌ مي‌شده‌، در ميان‌ اشاعره‌ و نيز به‌ لحاظ‌ نظري‌ مقبول‌ بوده‌ است‌. اشاعره‌ كه‌ به‌ رؤيت‌ معتقد بودند مي‌گفتند مشاهده‌ي‌ حق‌ است‌ يا تمريني‌ است‌ براي‌ روزي‌ كه‌ به‌ مشاهده‌ي‌ جمال‌ حق‌ خواهند رسيد و لذا اتفاق‌ مي‌افتاد كه‌ در كوچه‌ و خيابان‌ گريبان‌ زيبارويي‌ را بگيرند و از او تقاضا كنند كه‌ بگذارند به‌ او نگاه‌ كنند! امية‌بن‌صامت‌ صوفي‌ چون‌ به‌ امرد زيبارويي‌ مي‌نگريست‌ اين‌ آيه‌ را مي‌خواند: و هو معكم‌ اينما كنتم‌ (و خدا با شماست‌ هر كجا كه‌ باشيد).

 

به‌ روايت‌ تاريخ‌، از نظر شاهدبازي‌ و هم‌ جنس‌گرايي‌، صوفيان‌ دو دسته‌ بودند. قليلي‌ از آنان‌ ابن‌عربي‌ و شهاب‌الدين‌ سهروردي‌ و شمس‌تبريزي‌ و مولانا همجنس‌ بازي‌ را نمي‌پسنديدند اما دسته‌ي‌ ديگر كه‌ اكثريت‌ با آنان‌ بود شاهدباز بودند. اين‌ دسته‌ي‌ اخير براي‌ توجيه‌ كار خود از آموزه‌هاي‌ عرفاني‌ و اشراقي‌، سوء استفاده‌ مي‌كردند. در عرفان‌ مي‌گويند اللّ'هُ جميلٌ و يُحبُّ الجمال‌ يعني‌ خداوند زيباست‌ و زيبايي‌ را دوست‌ دارد. پس‌ دوست‌ داشتن‌ زيبارويان‌ تشبّه‌ به‌ اخلاق‌ الله‌ است‌. صوفيان‌ مي‌گويند: «مقيّد به‌ مطلق‌ پيوسته‌ است‌ و از اين‌رو زيبايهاي‌ جزئي‌ هم‌ نمودي‌ از آن‌ زيبايي‌ كل‌ است‌». مولانا مي‌گويد:

 

خوب‌ رويان‌ آينه‌خوبي‌ او عشق‌ ايشان‌ عكس‌ مطلوبي‌ او

زيباييِ شاهدان‌، مقيد و زيباييِ حق‌، مطلق‌ است‌. تعبير افلاطوني‌ آن‌ اين‌ است‌ كه‌ اين‌ زيباييهاي‌ زميني‌ يك‌ الگوي‌ آسماني‌ دارند. مولانا به‌ سوء استفاده‌ برخي‌ از صوفيان‌ از اين‌ آموزه‌ اشاره‌ كرده‌ و مي‌گويد:

 

ور تو گويي‌ جزو پيوسته‌ كُل‌ است‌ خار مي‌خور، مُقرون‌ گل‌ است‌

 

استاد فروزانفر در شرح‌ آن‌ مي‌نويسد: «مقيّد از جهت‌ اينكه‌ مرتبه‌اي‌ از مراتب‌ ظهور مطلق‌ است‌ به‌ دو پيوسته‌ و متّصل‌ است‌. از اين‌ لطيفه‌ ممكن‌ است‌ بعضي‌ گمراه‌ شوند و عشق‌ به‌ جزو را عشق‌ به‌ كل‌ پندارند، چنان‌ كه‌ طايفه‌اي‌ از صوفيه‌ جمال‌پرستي‌ را به‌ همين‌ دليل‌ برگزيده‌ و يكي‌ از اصول‌ طريقت‌ فرض‌ كرده‌اند. مولانا نخست‌ از طريق‌ حسّ و عادت‌ جواب‌ مي‌گويد و بر سبيل‌ معارضه‌ اين‌ انديشه‌ را رد مي‌كند بدين‌ گونه‌ كه‌ براين‌ فرض‌، خار نيز با گل‌ پيوسته‌ است‌ و هر دو از يك‌ درخت‌ مي‌رويند ولي‌ هيچ‌ كس‌ اين‌ دو را يكسان‌ نمي‌پندارد و به‌ جاي‌ گل‌ خار نمي‌خورد و نمي‌بويد... اين‌ بيان‌ ممكن‌ است‌ به‌ طريق‌ اشارت‌، انتقادي‌ باشد ار روش‌ جمال‌پرستي‌ و پيروان‌ اوحدالدين‌ كرماني‌ و علي‌ حريري‌ ] متوفي‌ 645 [ » (7)

 

 

 

تئوريزه‌ كردن‌ شاهدبازي‌ توسط‌ صوفيان‌!

20-15- اصل‌ معروف‌ عرفاني‌ ديگر اين‌ است‌ كه‌ المجازُ قَنْطرةُ الحقيقةِ يعني‌ عشق‌ مجازي‌ پلي‌ است‌ براي‌ وصول‌ به‌ عشق‌ حقيقي‌. بدين‌ ترتيب‌ صورت‌پرستي‌ مي‌تواند تمريني‌ باشد براي‌ عشق‌ ورزيدن‌ به‌ الله‌. مولانا در اين‌ معني‌ مي‌فرمايد:

 

عاشقي‌ گر زين‌ سر و گر زان‌ سر است‌ عاقبت‌ ما را بدان‌ سر رهبر است‌

 

استاد فروزانفر در توضيح‌ اين‌ بيت‌ مي‌نويسد: «بعضي‌ از صوفيان‌ نيز پرستش‌ جمال‌ و زيبايي‌ را موجب‌ تلطيف‌ احساس‌ و ظرافت‌ روح‌ و سرانجام‌ سبب‌ تهذيب‌ اخلاق‌ و زيبايي‌ و كمال‌ انسانيت‌ مي‌شمرده‌اند و گاهي‌ آن‌ را ظهور حق‌ و يا حلول‌ وي‌ به‌ نعت‌ جمال‌ در صور جمليه‌ مي‌دانسته‌اند و سر دسته‌ي‌ اين‌ گروه‌ ابوحُلْمان‌ دمشقي‌ است‌ كه‌ اصلاً از مردم‌ فارس‌ و ايراني‌ نژاد بوده‌ و پيروانش‌ را حُلْمانيه‌ مي‌خوانده‌اند و چون‌ عقيده‌ي‌ خود را در دمشق‌ اظهار كرده‌ است‌ به‌ دمشقي‌ شهرت‌ گرفته‌ است‌. اين‌ حُلْمانيان‌ مردمي‌ با ذوق‌ و خوش‌ مشرب‌ بوده‌اند و به‌ پيروي‌ از پير خود هر جا زيبارويي‌ را مي‌ديده‌اند بي‌روپوش‌ و ملاحظه‌ و به‌ آشكارا پيش‌ وي‌ به‌ خاك‌ مي‌افتاده‌اند و سجده‌ مي‌كرده‌اند اگر چه‌ علي‌ بن‌ عثمان‌ هجويري‌ ] صاحب‌ كشف‌ المحجوب‌ [ ابوحلمان‌ را از اين‌ عقيده‌ مبرا مي‌داند. ظاهراً ابوحلمان‌ در قرن‌ سوّم‌ مي‌زيسته‌ و همان‌ كس‌ است‌ كه‌ ابونصر سرّاج‌ از وي‌ به‌ نام‌ ابو حُلْمان‌ صوفي‌ ياد مي‌كند. پيروان‌ او تا اوايل‌ قرن‌ پنجم‌ وجود داشته‌اند و عبدالقادر بغدادي‌ (متوفي‌ 429) يكي‌ از آنها را ديده‌ و با وي‌ محاجّه‌ كرده‌ است‌... و گمان‌ مي‌رود كه‌ لفظ‌ «شاهد» و «حجّت‌» به‌ معني‌ زيبا روي‌ در مصطلحات‌ صوفيان‌ از اين‌ عقيده‌ سرچشمه‌ گرفته‌ است‌ به‌ مناسبت‌ آنكه‌ زيبارويان‌ گواه‌ يا دليل‌ جمال‌ حق‌ تعالي‌ فرض‌ شده‌اند. احمد غزالي‌ (متوفي‌ 420) و عين‌ القضاء ميانجي‌ از اعاظم‌ صوفيه‌ (مقتول‌ 525) و اوحدالدين‌ حامدبن‌ ابي‌ الفخر كرماني‌ (متوفي‌ 645) و فخرالدين‌ عراقي‌ (متوفي‌ 688) هم‌ بر اين‌ عقيده‌ بودند و داستانهاي‌ شاهد بازي‌ و جمال‌ پرستي‌ ايشان‌ در كتب‌ رجال‌ و حكايات‌ صوفيه‌ مذكور است‌. اين‌ رباعي‌ از اوحدالدّين‌ كرماني‌ عقيده‌ي‌ ابوحُلْمان‌ را به‌ خوبي‌ يادآوري‌ مي‌كند.

 

زآن‌ مي‌نگرم‌ به‌ چشم‌ سر در صورت‌ زيرا كه‌ ز معني‌ است‌ اثر در صورت‌

 

اين‌ عالم‌ صورت‌ است‌ و ما در صوريم‌ معني‌ نتوان‌ ديد مگر در صورت‌

 

ولي‌ شمس‌الدين‌ تبريزي‌ و مولانا صورت‌پرستي‌ را بدين‌ گونه‌ كه‌ در طريقه‌ي‌ حُلْمانيان‌ است‌ نمي‌پسنديده‌اند و عشق‌ به‌ كمال‌ و مرد كامل‌ را كه‌ عين‌ عشق‌ به‌ خداست‌ اصل‌ و پايه‌ي‌ خود قرار داده‌اند.» (8)

 

 

 

حلول‌ حق‌ در صورت‌ زيبا!

20-16- در توضيح‌ مطالب‌ استاد فروزانفر اضافه‌ شود كه‌ برخي‌ از صوفيان‌ معتقد به‌ حلول‌ حق‌ در صورتهاي‌ زيبا بودند و ظاهراً به‌ همين‌ سبب‌ بود كه‌ به‌ خوب‌ رويان‌ شاهد و حجّت‌ مي‌گفتند. گويا ابوحُلْمان‌ دمشقي‌ صوفي‌ قرن‌ سوم‌ كه‌ در اصل‌ ايراني‌ و از اهالي‌ فارس‌ بود اين‌ نظر را داشت‌؛ اگر چه‌ هجويري‌ اين‌ عقيده‌ را رد مي‌كند. (هجويري‌ در كشف‌ المحجوب‌ (ص‌ 324) از ابوحُلْمان‌ دمشقي‌ ذيل‌ حلوليه‌ ياد كرده‌ است‌).

 

 

 

صوفيان‌ پاك‌، مخالفان‌ شاهدبازي‌ (همجنس‌گرايي‌) بودند

20-17- چنان‌ كه‌ اشاره‌ شد صوفياني‌ هم‌ بوده‌اند كه‌ شاهد بازي‌ را نمي‌پسنديده‌اند. مولانا در دفتر دوّم‌ مثنوي‌ ابياتي‌ دارد در اين‌ معني‌ كه‌ زيبايي‌ در بشر عاريتي‌ است‌ و لذا چون‌ معشوق‌ پير مي‌شود و زيبايي‌ خود را از دست‌ مي‌دهد، محبت‌ عاشقان‌ هم‌ فروكش‌ مي‌كند، لذا بايد عاشق‌ سرچشمه‌ زيبايي‌ (خدا) بود:

 

چون‌ زراندود است‌ خوبي‌ در بشر ورنه‌ چون‌ شد شاهد تو، پيرْخر

 

چون‌ فرشته‌ بود همچون‌ ديو شد كان‌ ملاحت‌ اندرو عاريه‌ بد

 

اندك‌ اندك‌ مي‌ستاند آن‌ جمال‌ اندك‌ اندك‌ خشك‌ مي‌گردد نهال‌

 

استاد فروازانفر در ضمن‌ توضيح‌ اين‌ ابيات‌ مي‌نويسد: «گمان‌ مي‌رود كه‌ اين‌ ابيات‌ انتقاد است‌ از كساني‌ كه‌ شاهدبازي‌ پيش‌ گرفته‌ و مي‌گفته‌اند كه‌ ما در پرستش‌ صورت‌ نظر بر صانع‌ داريم‌ مه‌ بر مصنوع‌ و پيوسته‌ با زيبارويان‌ معاشرت‌ داشته‌ و آن‌ را سبب‌ كمال‌ نفس‌ مي‌دانسته‌اند. و اين‌ عقيده‌ از قرن‌ سوم‌ در ميانه‌ي‌ صوفيان‌ پديد آمده‌ و تا روزگار مولوي‌ عده‌اي‌ بدان‌ معتقد بوده‌اند (از قبيل‌ احمد غزالي‌ و اوحدالدين‌كرماني‌ و فخرالدين‌ عراقي‌). و بزرگان‌ صوفيه‌ اين‌ فكر را زاده‌ي‌ تنگي‌ نظر و كدورت‌ مشرب‌ شمرده‌اند و اين‌ گروه‌ را كه‌ بي‌پرواز و آشكار بر اين‌ روش‌ سير مي‌كرده‌اند به‌ دليل‌ عقل‌ و نقل‌ و شواهد طريقت‌ رد نموده‌اند از آن‌ جمله‌: شيخ‌ الاسلام‌ احمد جام‌ در كتاب‌ انيس‌ التابئين‌ و سعدي‌ در باب‌ هفتم‌ از بوستان‌ شمس‌ الدين‌ تبريزي‌ و مولانا جلال‌ الدين‌ هم‌ از اين‌ انديشه‌ فاسد دوري‌ جسته‌ اوحدالدين‌ كرماني‌ را نكوهش‌ فرموده‌اند» (9)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 19:24  توسط   | 

در پي پخش و انتشار گسترده CD تصاويري از عبدالرضا هلالي در تهران و شهرستان‌ها، وي دريادداشتي كه براي «بازتاب» ارسال كرده، توضيحاتي ارائه داد.
وي در خصوص انتشار تصاوير مذکور، اظهار داشت: فيلم را برادر همسرم با استفاده از تلفن همراه خود گرفت و زماني که گوشي خود را براي تعمير داده بود، متاسفانه يکي از کارکنان تعميرگاه اقدام به سرقت فيلم خصوصي خانوادگي و پخش آن کرده است.

روزنامه آمريكايي «واشنگتن‌پست» از ديدار قريب‌الوقوع خاتمي و كارتر، رؤساي جمهور پيشين ايران و آمريكا، خبر داد

عنان: شوراي امنيت به اين زودي‌ها درباره ايران تصميم نمي‌گيرد

نجيب محفوظ» نخستين نويسنده عرب كه جايزه نوبل در ادبيات را به‌خاطر رمان‌هايش درباره ترسيم زندگي مصري‌ها از آن خود كرده بود - ديروز (چهارشنبه) در سن 94سالگي درگذشت

اسرائيل: آماده مذاكره با لبنان درباره تبادل اسرا هستيم

ايران دومين كشور داراي دانش ساخت پروتز عصبي در جهان

برنامه نود شبي مديري به جاي «نرگس»

رئيس‌ جمهور با اشاره به دعوت خود از رئيس‌جمهور آمريكا براي انجام مناظره گفت: فرار آنها از مناظره به خاطر بي‌منطقي آنهاست

انفجار همزمان 22 بمب در بانك‌هاي تايلند

معاون وزير امور اقتصادي و دارايي، در گفت‌وگو با «بازتاب»، از رشد250 درصدي سرمايه‌گذاري خارجي در ايران طي يك سال اخير خبر داد

خبرگزاري آلمان به نقل از يک مقام قضايي عراق مدعي شد که ايران شکايتي را عليه صدام ديکتاتور سابق عراق ارائه نکرده است

رئيس مجلس شوراي اسلامي گفت: تعصب قبيله‌اي و طايفه‌اي از عوامل عدم پيشرفت استان لرستان است.

مرد مسلحي با اين تهديد كه يك عامل انتحاري است با گذشتن از موانع امنيتي وارد سفارت انگليس در تل‌آويو شد.

احمدی‌نژاد وارد اروميه شد

کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل متحد که به ساحل غربی سفر کرده است می گوید در جریان تلاش برای پایان دادن به بحران لبنان، نباید رنج و عذاب فلسطینیان را فراموش کرد

هوگو چاوز" رييس جمهوري ونزوئلا با اشاره به پيشنهاد رييس جمهوري ايران براي مناظره با "جرج بوش" رييس جمهوري آمريكا، گفت: "احمدي نژاد با اين طرح خود، آمريكا را ضربه فني كرد

طلايي نيك: رد مناظره، ضعف بوش در مواجهه با افكار عمومي

مشاور مركز ايران گفت: سازماندهي و طراحي سرشماري در ايران بسيار جلوتر و پيشرفته‌تر از كشورهاي منطقه است و هم اكنون كشورهاي يمن، عراق، تاجيكستان و افغانستان خواستار كمك ايران براي طراحي آموزش و اجراي سرشماري در كشور خود شده‌اند

رامين جهانبگلو امروز از زندان اوين آزاد شد

انوشه انصاري، اولين زن فضاگرد جهان ، كه ايراني است ، مي‌گويد اواسط سپتامبر پرچم ايران را در ايستگاه فضايي بين‌المللي برمي‌افرازد.

دادگاه شهر پيشاور مركز ايالت سرحد شمالي پاكستان، يك كتابفروش را به علت «تحريف آيات قرآن» به حبس ابد محكوم كرد

اروپا: غني‌سازي مانع مذاكره با ايران نمي‌شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 18:22  توسط   | 

در پي پخش و انتشار گسترده CD تصاويري از عبدالرضا هلالي در تهران و شهرستان‌ها، وي دريادداشتي كه براي «بازتاب» ارسال كرده، توضيحاتي ارائه داد.
وي در خصوص انتشار تصاوير مذکور، اظهار داشت: فيلم را برادر همسرم با استفاده از تلفن همراه خود گرفت و زماني که گوشي خود را براي تعمير داده بود، متاسفانه يکي از کارکنان تعميرگاه اقدام به سرقت فيلم خصوصي خانوادگي و پخش آن کرده است.

روزنامه آمريكايي «واشنگتن‌پست» از ديدار قريب‌الوقوع خاتمي و كارتر، رؤساي جمهور پيشين ايران و آمريكا، خبر داد

عنان: شوراي امنيت به اين زودي‌ها درباره ايران تصميم نمي‌گيرد

نجيب محفوظ» نخستين نويسنده عرب كه جايزه نوبل در ادبيات را به‌خاطر رمان‌هايش درباره ترسيم زندگي مصري‌ها از آن خود كرده بود - ديروز (چهارشنبه) در سن 94سالگي درگذشت

اسرائيل: آماده مذاكره با لبنان درباره تبادل اسرا هستيم

ايران دومين كشور داراي دانش ساخت پروتز عصبي در جهان

برنامه نود شبي مديري به جاي «نرگس»

رئيس‌ جمهور با اشاره به دعوت خود از رئيس‌جمهور آمريكا براي انجام مناظره گفت: فرار آنها از مناظره به خاطر بي‌منطقي آنهاست

انفجار همزمان 22 بمب در بانك‌هاي تايلند

معاون وزير امور اقتصادي و دارايي، در گفت‌وگو با «بازتاب»، از رشد250 درصدي سرمايه‌گذاري خارجي در ايران طي يك سال اخير خبر داد

خبرگزاري آلمان به نقل از يک مقام قضايي عراق مدعي شد که ايران شکايتي را عليه صدام ديکتاتور سابق عراق ارائه نکرده است

رئيس مجلس شوراي اسلامي گفت: تعصب قبيله‌اي و طايفه‌اي از عوامل عدم پيشرفت استان لرستان است.

مرد مسلحي با اين تهديد كه يك عامل انتحاري است با گذشتن از موانع امنيتي وارد سفارت انگليس در تل‌آويو شد.

احمدی‌نژاد وارد اروميه شد

کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل متحد که به ساحل غربی سفر کرده است می گوید در جریان تلاش برای پایان دادن به بحران لبنان، نباید رنج و عذاب فلسطینیان را فراموش کرد

هوگو چاوز" رييس جمهوري ونزوئلا با اشاره به پيشنهاد رييس جمهوري ايران براي مناظره با "جرج بوش" رييس جمهوري آمريكا، گفت: "احمدي نژاد با اين طرح خود، آمريكا را ضربه فني كرد

طلايي نيك: رد مناظره، ضعف بوش در مواجهه با افكار عمومي

مشاور مركز ايران گفت: سازماندهي و طراحي سرشماري در ايران بسيار جلوتر و پيشرفته‌تر از كشورهاي منطقه است و هم اكنون كشورهاي يمن، عراق، تاجيكستان و افغانستان خواستار كمك ايران براي طراحي آموزش و اجراي سرشماري در كشور خود شده‌اند

رامين جهانبگلو امروز از زندان اوين آزاد شد

انوشه انصاري، اولين زن فضاگرد جهان ، كه ايراني است ، مي‌گويد اواسط سپتامبر پرچم ايران را در ايستگاه فضايي بين‌المللي برمي‌افرازد.

دادگاه شهر پيشاور مركز ايالت سرحد شمالي پاكستان، يك كتابفروش را به علت «تحريف آيات قرآن» به حبس ابد محكوم كرد

اروپا: غني‌سازي مانع مذاكره با ايران نمي‌شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 18:22  توسط   | 

افشاي زدوبند مصر و عربستان با ابومازن بر سر محو حماس و حزب‌الله

سخنان هفته گذشته نماينده مردم سردشت و پيرانشهر در نطق پيش از دستور خود، كه با حمله به مقامات كشور، از برخورد با عناصر گروهك تروريستي «پ.ك.ك» انتقاد كرد، موجي از محكوميت و نگراني مردم مناطق مرزي را در پي داشت

سودان دعوت براي شركت در شوراي امنيت را رد كرد

پيام تسليت احمدي‌نژاد به پوتين براي سقوط توپولف

يک مقام ارشد وزارت خزانه‌داري آمريکا هشدار داد، بانک‌هايي که پول در اختيار ايران و کره شمالي قرار مي‌دهند روزي در معرض همان بدنامي که بانک‌هاي مرتبط با آلمان نازي روبه‌رو شدند، قرار خواهند گرفت

رئيس ستاد ارتش اسرائيل براي اولين بار به شكست در جنگ لبنان اعتراف كرد و خواستار بررسي اشتباهات شد.

ناجا: كاركنان دولت، بيشترين متخلفان رانندگي

يارانه كاغذ از سال آينده حذف مي‌شود

پوپك صابري فومني ـ گلنسا ـ در واكنش به ساخت تنديس گل‌آقا و نصب آن در شهرستان فومن، ضمن مخالفت با اين كار، آن را مصداق حيف و ميل كردن بيت‌المال دانست و از مسئولان خواست، در صورتي كه قصد تقدير و زنده نگه داشتن نام گل‌آقا را دارند، اين هزينه‌ها را صرف ساختن مدرسه، فرهنگسرا و يا كتابخانه براي شهرستان محروم فومن كنند

فرمانده نيروي انتظامي استان كرمان گفت:با اجراي عمليات نصر 6 در 7 روز گذشته 20 نفر قاتل فراري در استان دستگير شدند.

وزير كشور عراق از انفجار بمب در بخش سني‌نشين پايتخت عراق جان سالم به در برد

روسيه در واكنش به پاسخ ايران به پيشنهادهاي هسته‌اي غرب اعلام كرد: هنوز صحبت از تحريم‌ها عليه ايران زود است

منابع ديپلماتيک آگاه انگليسي و فرانسوي گزارش دادند که «توني بلر» نخست وزير انگليس در تلاش است اجلاس بين‌المللي صلح با مشارکت حماس و حزب‌الله را در لندن برگزار کند

سازمان ملل اعلام كرد: كوفي عنان، دبير كل اين سازمان در روزهاي آينده از سرزمينهاي اشغالي، لبنان، ايران و سوريه ديدن مي‌كند

سوريه تهديد کرد درصورتي که نيروهاي بين المللي در مرزهاي سوريه با لبنان مستقر شوند، دمشق مرزهاي خود را با لبنان مي‌بندد.

اعتراف لندن: نفوذ ايران در عراق، بيش از آمريكا

روزنامه گاردين چاپ انگليس نوشت:« اسراييل به دليل ويراني هايي كه در لبنان به بار آورده است، بايد به لبنان غرامت بپردازد

طي روزهاي آينده دومين خبر خوش هسته اي در راه است

خبر جديدي از موفقيت بزرگ و جديد دانشمندان جوان كشورمان در حوزه فناوري هسته اي طي روزهاي آينده اعلام خواهد شد.
به گزارش خبرگزاري مهر به نقل از يك منبع آگاه، اين موفقيت از نظر علمي بسيار با اهميت است كه متخصصان اتمي كشورمان در ادامه برنامه هاي تحقيقاتي و پژوهشي به آن دست يافته اند.
وي از بيان جزئيات بيشتر در اين زمينه خودداري و يادآور شد كه خبر اين موفقيت بزرگ علمي توسط يكي از مقامات بلندپايه كشور به طور رسمي اعلام خواهد شد.
پيش از اين دكتر احمدي نژاد رئيس جمهور در 22 فروردين ماه سال جاري و در مشهد خبر تسلط كامل دانشمندان ايران به چرخه كامل سوخت هسته اي را اعلام كرده بود.
منبع آگاه ياد شده در پايان و در خصوص تاثير احتمالي اين خبر در روند بررسي پاسخ ايران توسط كشورهاي 1+5 گفت: موفقيت ياد شده در راستاي يك پروژه تحقيقاتي- علمي درازمدت است و براساس زمان پيش بيني شده به نتيجه رسيده است، گرچه اعلام آن تاكيد ديگري بر تسلط جمهوري اسلامي ايران به حوزه هاي مختلف دانش هسته اي و به عبارتي تقويت جايگاه ايران به عنوان يك كشور هسته اي است.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 18:26  توسط   | 

افشاي زدوبند مصر و عربستان با ابومازن بر سر محو حماس و حزب‌الله

سخنان هفته گذشته نماينده مردم سردشت و پيرانشهر در نطق پيش از دستور خود، كه با حمله به مقامات كشور، از برخورد با عناصر گروهك تروريستي «پ.ك.ك» انتقاد كرد، موجي از محكوميت و نگراني مردم مناطق مرزي را در پي داشت

سودان دعوت براي شركت در شوراي امنيت را رد كرد

پيام تسليت احمدي‌نژاد به پوتين براي سقوط توپولف

يک مقام ارشد وزارت خزانه‌داري آمريکا هشدار داد، بانک‌هايي که پول در اختيار ايران و کره شمالي قرار مي‌دهند روزي در معرض همان بدنامي که بانک‌هاي مرتبط با آلمان نازي روبه‌رو شدند، قرار خواهند گرفت

رئيس ستاد ارتش اسرائيل براي اولين بار به شكست در جنگ لبنان اعتراف كرد و خواستار بررسي اشتباهات شد.

ناجا: كاركنان دولت، بيشترين متخلفان رانندگي

يارانه كاغذ از سال آينده حذف مي‌شود

پوپك صابري فومني ـ گلنسا ـ در واكنش به ساخت تنديس گل‌آقا و نصب آن در شهرستان فومن، ضمن مخالفت با اين كار، آن را مصداق حيف و ميل كردن بيت‌المال دانست و از مسئولان خواست، در صورتي كه قصد تقدير و زنده نگه داشتن نام گل‌آقا را دارند، اين هزينه‌ها را صرف ساختن مدرسه، فرهنگسرا و يا كتابخانه براي شهرستان محروم فومن كنند

فرمانده نيروي انتظامي استان كرمان گفت:با اجراي عمليات نصر 6 در 7 روز گذشته 20 نفر قاتل فراري در استان دستگير شدند.

وزير كشور عراق از انفجار بمب در بخش سني‌نشين پايتخت عراق جان سالم به در برد

روسيه در واكنش به پاسخ ايران به پيشنهادهاي هسته‌اي غرب اعلام كرد: هنوز صحبت از تحريم‌ها عليه ايران زود است

منابع ديپلماتيک آگاه انگليسي و فرانسوي گزارش دادند که «توني بلر» نخست وزير انگليس در تلاش است اجلاس بين‌المللي صلح با مشارکت حماس و حزب‌الله را در لندن برگزار کند

سازمان ملل اعلام كرد: كوفي عنان، دبير كل اين سازمان در روزهاي آينده از سرزمينهاي اشغالي، لبنان، ايران و سوريه ديدن مي‌كند

سوريه تهديد کرد درصورتي که نيروهاي بين المللي در مرزهاي سوريه با لبنان مستقر شوند، دمشق مرزهاي خود را با لبنان مي‌بندد.

اعتراف لندن: نفوذ ايران در عراق، بيش از آمريكا

روزنامه گاردين چاپ انگليس نوشت:« اسراييل به دليل ويراني هايي كه در لبنان به بار آورده است، بايد به لبنان غرامت بپردازد

طي روزهاي آينده دومين خبر خوش هسته اي در راه است

خبر جديدي از موفقيت بزرگ و جديد دانشمندان جوان كشورمان در حوزه فناوري هسته اي طي روزهاي آينده اعلام خواهد شد.
به گزارش خبرگزاري مهر به نقل از يك منبع آگاه، اين موفقيت از نظر علمي بسيار با اهميت است كه متخصصان اتمي كشورمان در ادامه برنامه هاي تحقيقاتي و پژوهشي به آن دست يافته اند.
وي از بيان جزئيات بيشتر در اين زمينه خودداري و يادآور شد كه خبر اين موفقيت بزرگ علمي توسط يكي از مقامات بلندپايه كشور به طور رسمي اعلام خواهد شد.
پيش از اين دكتر احمدي نژاد رئيس جمهور در 22 فروردين ماه سال جاري و در مشهد خبر تسلط كامل دانشمندان ايران به چرخه كامل سوخت هسته اي را اعلام كرده بود.
منبع آگاه ياد شده در پايان و در خصوص تاثير احتمالي اين خبر در روند بررسي پاسخ ايران توسط كشورهاي 1+5 گفت: موفقيت ياد شده در راستاي يك پروژه تحقيقاتي- علمي درازمدت است و براساس زمان پيش بيني شده به نتيجه رسيده است، گرچه اعلام آن تاكيد ديگري بر تسلط جمهوري اسلامي ايران به حوزه هاي مختلف دانش هسته اي و به عبارتي تقويت جايگاه ايران به عنوان يك كشور هسته اي است.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 18:25  توسط   | 

در جابجائي‌هاي اخيري كه قرار است به زودي در سطح نهاد رياست جمهوري صورت گيرد از انتصاب علي اكبر جوانفكر مشاور مطبوعاتي رئيس جمهوري به جاي غلامحسين الهام سخنگوي دولت خبر مي‌دهند

يك روزنامه آمريكايي نوشت: دولت بوش با اعطاي ويزا به محمد خاتمي، رئيس جمهوري سابق ايران براي سخنراني عمومي در كليساي ملي واشنگتن در ماه آينده موافقت كرده است

موشه كاتساو، رييس جمهور اسراييل فردا به اتهام فساد اخلاقي و برقراري روابط جنسي نامشروع با يكي از كاركنانش تحت بازجويي پليس قرار مي گيرد

عبدالقدير خان، دانشمند و پدر بمب اتمي پاكستان كه ارائه اطلاعات محرمانه به كره شمالي، ليبي و ايران را پذيرفته‌ است،‌ دچار سرطان پروستات شد.

انتقاد كرزاي از نحوه مبارزه با مواد مخدر

نتايج کنکور کارشناسی ارشد، 8 شهريور

علي لاريجاني ساعت 30/15 امروز نتيجه بررسي‌هاي ايران درباره بسته پيشنهادي گروه 1+5 را به نمايندگان كشورهاي انگليس، فرانسه، آلمان، چين ، روسيه و سوئيس( حافظ منافع آمريكا) در تهران ارائه مي‌كند.

گروهي از بازرگانان ايراني در آلمان در حال محاكمه هستند چرا كه متهم به فروش فناوري هايي به ايران هستند كه مي تواند در ساخت هواپيماهاي بدون سرنشين به كار رود.

رهبرانقلاب:روح بيداري اسلامي درجهان زنده شده است

آزمايش‌‌هاي راكت‌ها و موشك‌هاي ايراني، قيمت نفت را بالاتر برده است، حال آن‌كه اين كار، سهام آمريكا در بازارها را پايين مي‌آورد

به دنبال ورود بازرسان يك نهاد نظارتي، در اجراي مناقصه راه‌اندازي مركز صورت حساب‌گيري (biling) شركت ارتباطات سيار، قرارداد مذكور با پنجاه ميليارد تومان صرفه‌جويي به مبلغ 110 ميليارد تومان با شركت صنايع مخابرات ايران (صما) به امضا رسيد

كمك يك ميليون دلاري اوپك به لبنان

گروهي از سربازان و افسران اسراييلي شركت‌ كننده در جنگ عليه لبنان، در اعتراض به ناكامي اسرائيل در اين جنگ، در خيابان‌هاي قدس در فلسطين اشغالي تظاهرات ضد دولتي به راه انداختند و خواستار استعفاي نخست‌وزير، وزير جنگ و رئيس ستاد مشترك ارتش اين رژيم شدند.

درگيري پليس عربستان با افراد مسلح در جده

احساسات ضدآمريكايي به قدري عميق بود كه در جريان رقابت‌هاي اخير جام جهاني در آلمان، تيم آمريكا، تنها تيمي بود كه از نصب پرچم خود روي اتوبوس حامل بازيكنان، خودداري مي‌كرد

اثر انفجار يك بمب در بازاري در مسكو حداقل 10 تن كشته و تعداد زيادي زخمي شدند.

سقوط هواپيماي مسافربري روسيه با 170 سرنشين

معاون بين‌الملل سازمان انرژي اتمي در آستانه مبعث رسول اكرم(ص) به مردم نويد داد پروژه‌ بزرگ «آب سنگين» ايران در آينده بسيار نزديك به بهره‌برداري مي‌رسد

محاكمه رئيس‌جمهور سابق عراق درقضيه انفال و نسل‌كشي بيش از 100 هزار تن از كردهاي عراق با اعتراض گسترده صدام و معاونين وي آغاز شد

ماموران كلانتري 116 مولوي تهران با تلاش فراوان و درگيري با بمب‌گذاران موفق به متوقف كردن خودروي حامل بمب شدند و ماموران دايره خنثي‌سازي نيز با حضور در محل اين بمب قوي را خنثي كردند

به نوشته روزنامه پرتيراژ ژاپني «يوميوري شيمبون»، توكيو با هرگونه تحريم احتمالي درارتباط با صنعت انرژي ايران، مخالفت مي‌كند.

مشاور وزير بهداشت در امر اشتغال گفت: هنوز آمار دقيقي از تعداد پزشکان بيکار در کشور وجود ندارد اما در حدود 8 هزار پزشک فارغ التحصيل، بيکار هستند

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 18:37  توسط   | 

تصاوير آزمايش موشك دوش‌پرتاب در ضربت‌ذوالفقار

ديدار رهبري با مسئولان نظام و سفراي كشور هاي خارجي

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 18:35  توسط   | 

تاكنون انتصاب «كمال سجادي» سخنگوي جبهه پيروان خط امام و رهبري به جاي حميدرضا آصفي به عنوان سخنگوي وزارت امور خارجه قطعي شده است.

وليد المعلم وزير خارجه سوريه اعلام كرد:« در صورتي كه لازم باشد حاضرم سرباز سيد حسن نصرالله باشم و تحت فرماندهي او با اسراييل بجنگم

شبكه تلويزيوني «الجزيره» در خبري اعلام كرد، در حملات موشكي امروز حزب الله لبنان به «كريات شمونه» در شمال سرزمين‌هاي اشغالي 12 صهيونيست كشته شدند.

يك دادگاه نظامي ارتش آمريكا در بغداد جلسات محاكمه تعدادي از سربازان اين كشور را كه در هتك حرمت يك دختر جوان و كشتار خانواده‌ او دخيل بودند، آغاز كرد.

بيش از 5000 تن از ساكنان تل‌آويو بعد از ظهر روز شنبه در اعتراض به اقدامات ارتش رژيم صهيونيستي در لبنان، اعتراض كردند.

سيصد کشته و ناپديد در سيل کره شمالي

اسرائيل رئيس پارلمان فلسطين را بازداشت کرد

حمله اسرائيل به آمبولانس هلال‌احمر ايران

سنگاپور روز جمعه اظهارات محمود احمدي‌نژاد، رئيس جمهوري اسلامي ايران را درباره محو اسرائيل «غيرمسئولانه و محرك» خواند.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 18:33  توسط   |